|
|
 |
|
 |
اعتیاد یعنی خوگرفتن و وابسته شدن جسمی، روانی و عصبی فرد به مواد مخدر كه ترك یا فرار از آن ناممكن و یا بسیار مشكل است. اعتیاد یعنی مصرف نابجا و مكرر مواد مخدر كه موجب وابستگی به آنها میشود. این وابستگی بدنی و روانی است، ترك مصرف مواد افیونی مشكلات و محرومیت های بدنی و روانی را در پی خواهد داشت ( از مقاله دكتر سید حسین فخر ). اعتیاد عبارتست از وابستگی به عوامل یا موادی كه تكرار مصرف آنها با كم و كیف مشخص و درمان معین از دیدگاه معتاد ضروری مینماید. ( از مقاله دكتر احمد حسنی ). اعتیاد یك بیماری روانی، اجتماعی، اقتصادی است كه بر اثر فعل و انفعال تدریجی بین بدن انسان و مواد شیمیائی تحت تأثیر یك سلسله شرایط و اوضاع و احوال خاص روانی، اقتصادی، اجتماعی و سنتی به وجود میآید. ( از تحقیق خانم دكتر ربابه شیخالاسلام ) از نظر فارماكولوژی اعتیاد عبارت است از حالت مقاومت اكتسابی كه در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن حاصل میشود به قسمی كه استعمال مكرر دارو موجب كاسته شدن اثرات تدریجی میگردد و پس از مدتی شخص میتواند مقادیر سمی دارو را در بدن بدون ناراحتی تحمل كند و در صورتی كه دارو به بدن نرسد اختلالات جسمی و روانی موسوم به سندروم محرومیت بروز میكند. در سال ۱۹۵۰ سازمان جهانی بهداشت تعریف زیر را برای اعتیاد ارائه دادند: اعتیاد داروئی حالتی است كه در اثر مصرف دورهای یا مداوم یك ماده شیمیائی ( طبیعی یا مصنوعی ) كه برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد میگردد و ویژگیهای آن به قرار زیر است: ۱) اشتیاق یا نیاز اجباری به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاری اجباری برای پیدا كردن آن به هر وسیله. ۲) تمایل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان. ۳) پیدا شدن وابستگیهای جسمی و روانی براثر استفاده از آن ماده. این كمیته برای استفاده مداوم یا دورهای مواد شیمیائی كه برای فرد و جامعه مضر نبوده و نیز حالت ایجاد شده توسط آن خصوصیات بالا را نداشته باشد واژه عادت داروئی را در نظر گرفت. ولی به مرور زمان مشخص گردید كه تعاریف خصوصاً برای عادت داروئی نارسا هستند و به همین دلیل در سال ۱۹۵۷ میلادی تعاریف توسط كمیته كارشناسان سازمان جهانی بهداشت مجدداً به این صورت تصحیح گردید كه وابستگی روانی به یك دارو “بدون پدیده محرومیت” را عادت و وابستگی روانی و جسمی “همراه با پدیده محرومیت” را اعتیاد نامیدهاند. اما تعاریف فوق نیز با شروع مصرف داروهائی از قبیل ال . اس . دی و آمفتامینها نارسا شدند. چون مصرف آمفتامین برای گروهی موجب افزایش فعالیتهای روزانه میگشت و برای گروهی حمله جنون ایجاد میكرد به همین جهت در سال ۱۹۶۴ كمیته مزبور اصطلاح وابستگی داروئی را Drug Dependence برای هر دو حالت فوق انتخاب كرد و چنین استدلال نمود كه یك بیمار ممكن است نسبت به داروی خاص وابستگی روانی پیدا كند، در حالی كه بیمار دیگر نسبت به همین دارو، علاوه بر وابستگی روانی از لحاظ جسمانی نیز وابسته شود. كمیته مزبور وابستگی داروئی را حالتی ناشی از استعمال مكرر یك دارو به طور دورهای یا مداوم میداند، كه خصوصیات آن بسته به ماده مورد استفاده متغیر است و به هیم دلیل ذكر شده است كه نام شیمیائی مورد بحث در جلو عبارت “وابستگی داروئی” قید گردد. به هر حال با توجه به اینكه در كشور ما واژه اعتیاد از همه جهت قابل درك عموم میباشد در این سایت از كلمه اعتیاد بیشتر استفاده شده است. با توجه به تعاریف فوق در رابطه با اعتیاد مشخصاً در چند مقوله با یكدیگر شریكند و آن اینكه: ▪ وابستگی شدید وجود دارد. ▪ وابستگی جسمی و روانی است. ▪ قطع این وابستگی مشكلاتی را به همراه دارد. ستاد مبارزه با مواد مخدر |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
 ▪ جستجو بر اساس عناوین گروهها به همراه ارائه و دستهبندی موضوعی هر گروه با آمار گروههای موجود. جالب است كه در هر لحظه آمار كل مرتبطان با شما نیز در صفحه شخصیتان به نمایش در میآید و اگر هیچ دوستی انتخاب نكنید، اعلام میشود كه در میان هیچ گروه انسانی نیستید؛ یعنی حلقه ارتباطی شما با دیگران صفر است. نكته دیگر اینكه با توجه به نیاز افراد در جوامع مختلف به یافتن همفكر و همراه مخصوصاً در زمینههای شغلی، صنفی و سیاسی، معمولاً اطلاعات صحیح ارائه میشود، هرچند راه برای ارائه اطلاعات غلط و دروغ نیز كاملاً باز است. كاستیها از كاستیهای عمده این پایگاه، عدم اعلام Online بودن اعضا میباشد كه در مسنجرها از پركاربردترین امكانات میباشد. ضمن اینكه امكان اعلام نو شدن مطالب یك گروه وجود ندارد و شما باید خود هر از گاهی به گروههای مورد علاقه سر بزنید تا از آخرین تغییرات آگاهی یابید. همچنین، امكان مخفی كردن گروهی از دوستان وجود ندارد و امكانات ارتباط صوتی و تصویری نیز در اختیار شما نیست و اگر چه میتوان به صورت فارسی حروفچینی نمایید، امّا صفحات به زبان انگلیسی طراحی شدهاند. به هر حال عضویت در این سرزمین بصورت طبیعی فرهنگ خاص خود را دارد و شما مجبورید هماهنگ با فرهنگ عمومی آن رفتار كنید. دیدگاهها موجود درباره Orkut در ایران اوّلین بار نشریه «كلیك» ضمیمه روزنامه «جام جم» در تاریخ ۲۴ خرداد ۸۳ انتشار یافت كه در آن مطلی با عنوان «اوركات، شهری برای شما و دوستان شما» ارائه شده بود. چند روز بعد روزنامههای جمهوری اسلامی و پایگاه بازتاب در مطالبی نزدیك به هم، به همه اخطار دادند كه مراقب توطئه دشمنان باشند و با توجه به امكان بهرهبرداری آنها از اطلاعات افراد، در عضویت این سرزمین آگاهانهتر عمل نمایند. بنابر آخرین آمارها ایرانیان هماكنون رتبه سوم حضور در این سرزمین را دارند و گروههای زیادی توسط آنها تأسیس شده است گروههایی با عناوین: دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه الزهرا و دانشكدههای مختلف، و نیز گروههای مذهبی با عناوین: شیعه، مسلمانان شیعه و مؤمنین بعضی از افراد نیز -از دكتر گرفته تا محصل راهنمایی- با نام خود گروه تأسیس نمودهاند. گروههای زیادی با عناوین كارتونهای مورد علاقه عموم وجود دارند، مانند: پلنگ صورتی، لوك خوششانس و لولك و پولك كه تاكنون نزدیك به یك میلیون نفر از كشورهای مختلف در آنها عضو شدهاند؛ كشورهای آمریكا، برزیل، ژاپن، هند، استونی، هلند، انگلستان، كانادا، ایران و، آلمان در صدر آنها قرار دارند. اوركات، الگوی فرهنگ واحد جهانی بحساب آنچه هماكنون با گذشت دوران كوتاهی از ظهور این ابتكار روشن شده، استقبال چشمگیر كاربران اینترنتی -آنهم به صورت عضویت با نام و عناوین واقعی- است و با توجه به نیاز كاربران اینترنتی به چنین نظامی شاید بتوان ادعا نمود كه این سرزمین مجازی تاكنون در صدور شناسنامههای فردی یا پروانههای كار برای اعضاء خود موفق بوده است كه این خود به نوعی اوّلین قدم برای هویتبخشی و فرهنگسازی به حساب میآید؛ فرمهایی كه همانند كارنامك (Resume) برای هر فرد به شمار میرود و شناسنامه اجتماعی صنفی و یا تخصصی هر نفر میباشد؛ دنیایی فراتر از دنیای واقعی كه در آن هر فرد میتواند به تعداد دلخواه خود شخصیت داشته باشد و حتی در شمایلهایی كه هرگز در دنیای واقعی توان ارائه آن را ندارد، بروز و ظهور پیدا كند. آنچه بیش از پیش ساكنان این سرزمین را خواهد آزرد، این است كه در دنیای حقیقی برای برخورد با بزهكاران، قانونشكنان و خلافكاران، قوانین و ساز و كارهایی وجود دارد؛ اما در این سرزمین اساساً قانونی حاكم نمیباشد تا بخواهد ساز و كار امنیتی و مراقبتی از قانون و برخورد با خلافكاران وجود داشته باشد. اگر یك نفر بخواهد با ساختن هزاران نام جعلی در این سرزمین حضور پیدا كند و به وسیله تمامی این نامها جعلی در راستای اهداف خود اقدام به تشكیل گروهها فردی و یا اجتماعی زیادی نمابد، به آسانی تواند این كار را انجام دهد. آیا دنیای مجازی نیز باید با دنیای حقیقی مقایسه شود؟ و آیا ما حق داریم دغدغههای دنیای واقعی را به دنیای مجازی سرایت دهیم یا اینكه دنیای مجازی، دنیایی است جدای از واقعیت است و فرهنگ خود را دارد؟ نحوه عملكرد اوركات در پذیریش و اعطای آزادی عمل به اعضاء نه تنها با تمام آزادیهای واقعی، بلكه با تمام آزادیهای مجازی همراه بوده است و این یعنی ابداعی نوین و كاملاً دور از ذهن برای ایجاد فرهنگ متناسب با فضای فرهنگ مجازی و سایبر كه با توجه به مجازی بودن محیط، از لایههای بسیار پیچیده حقیقتهای مجازی؛ خیالپردازیها، توهمزاییها و تقلبهای خاصّ دنیای سایبر تشكیل میشود. ویژگی دیگر اوركات آن است كه در هر لحظه كه اراده كنید، به شما اختیار میدهد تا هویت خویش را بنا به خواسته خودتان به هر صورتی كه بخواهید درآورید. این قابلیت به نحوی كمك میكند تا افراد از دنیای حقیقی راحتتر جدا شوند و شاید با توجه به تغییرپذیر بودن رفتار انسانها، این خدمات نیز برای حضور هرچه واقعیتر افراد باشد. بعضی معتقدند كه شخصیت واقعی هر فرد پشت چهره ظاهری او مخفی است و چه بسا چهره ظاهری به دلایل حاكم بر دنیای واقعی، پوششی متفاوت با چهره واقعی هر فرد باشد. جالب است كه در دنیای مجازی، چهره واقعی هر شخص پدیدار میشود؛ و حال آنكه در دنیای حقیقی ممكن است چهره مجازی افراد ظاهر باشد. شاید متولیان اوركات با برخوردِ باز خود در قبال ارائه آزادی همهجانبه به افراد، میخواهند اعضاء خودشان قدرت عمل در فرهنگسازی داشته باشند. مطلب دیگر اینكه تا كنون اشخاص حقیقی در این سرزمین كسب هویت كردهاند؛ اما آیا حكومتها نیز به این میدان خواهند آمد و فضای حاكم بر سرزمینهای خود را به این دنیا نیز تسری خواهند داد؟! در پاسخ باید گفت سیاستمداران نامداری همچون نماینده رئیس جمهور ایران با شخصیت حقیقی خود در این سرزمین كسب هویت كردهاند و دفتر مجازی برای خود ساختهاند. همچنین هنرمندان سرشناسی از كشورهای گوناگون، دانشمندان و دانشجویان و بسیاری از طیفهای جدّی جوامع مختلف نیز هماكنون جزء ساكنان این دنیای مجازی میباشند. انچه بیان شد، همگی از نگاه كاربر به این خدمت اینترنت بود؛ امّا حاكمان واقعی، مدیران پایگاه میباشند و مسلماً تمامی حركات و تغییرات شخصیتی افراد و گشت و گذارها و نامهنگاریها از چشمان تیز بین آنها مخفی نیست و با تحلیل اطلاعات و اخبار حاصل از این نظام به حقیقتهای بزرگی نسبت به چهره مخفی افراد جوامع مختلف كه اینك فقط برای آنها روشن شده، خواهند رسید و میتوانند بهرهبرداریهای زیادی در زمینههای: فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از این اطلاعات داشته باشند. شناسایی حلقههای ارتباطی بین افراد نیز از این مقوله مستثنا نیست. حضور یا عدم حضور با توجه به نكته اخیر و نیز اعلام خطر بعضی صاحبنظران نسبت به مراقب بودن برای حضور در چنین اجتماعاتی، نكاتی چند قابل توجه میباشد: ۱) اندكی دقت روشن میسازد كه نه تنها حركات ما در چنین اجتماعات شبكهای؛ بلكه كلیه فعالیتها و رد و بدل كردن اطلاعات و به طور كلی همه حركات ما از لحظه وصل شدن به اینترنت تا لحظه خروج از آن كاملاً میتواند زیر نظر و مشهود برای كمپانیهای بزرگ و كوچك باشد. ۲) ضعیف بودن ساختار فنی بسیاری از نرمافزارها از جمله سیستمهای عامل، سرعت رشد فنّاوری و تولید برنامههای جدید بر اساس روشهای جدید برنامهنویسی و نیز رشد تكنیكهای نفوذ به رایانهها (hack) موجب شده نه تنها شركتهای بزرگ و كوچك، كه كاربران عادی اینترنت نیز بتوانند كلیه فعالیتهای تحت شبكه هر كاربر و حتی تمامی اطلاعات شخصی ذخیرهشده روی رایانههای افراد و نیز فعالیتهای فردی آنها را به سادگی زیر نظر بگیرند و از آنها بهرهبرداری كنند. با در نظر گرفتن نكات فوق و این مسئله كه دنیای سایبر، دنیای شیشهای است و این دنیا بسیار شكننده و شكستنی است، باید نسبت به حضور و ایمنی ارتباط با اینترنت آگاهانه و با دقت بیشتر عمل نمود؛ چه اینكه حضور آگاهانه، بهتر از عدم حضور است و عدم حضور توأم با از دست دادن زمینههای جدید، بهتر از حضور غیر ایمن و خطرساز می باشد. نویسنده : امیرحسین پیرمرادی مرکز اسلامی آموزش از راه دور |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
تماشای تلویزیون بهطور قطع با نمرات تحصیلی دانشآموزان رابطه معکوس دارد. این رابطه معکوس را میتوان هم با توجه به دیگر عوامل، مانند سطح معیشتی خانواده و مشکلات روحی فرد در نظر آورد و هم اینکه پایین آمدن کیفیت تحصیل کودکان و نوجوانان را مستقیما نتیجه تماشای تلویزیون دانست. به نظر میرسد که تماشای تلویزیون تاثیرات مخرب دیگری نظیر پرورش سلیقه مبتذل را نیز به همراه دارد. کورت میکر و همکارانش در تحقیق خود نتیجه گرفتند که دادهها هیچ رابطه علّی مهمی را بین میزان تماشای تلویزیون و قابلیت ذهنی و نمرات آزمون دستاورد، برای نوجوانان نشان نمیدهد. گر چه این استدلال به آزمونهایی محدود میشود که از آن بهره گرفتند. آزمونهای سهگانه WISC، WRAT-A و WRAT-R، معیارهای اندازهگیری ویژگیهایی هستند که در طول زمان کاملا ثابت باقی میمانند و در واقع کسانی که در زمانی مشخص در آزمون شرکت میکنند، معمولا پس از آن نیز هنگامی که در آزمون شرکت نمایند،نمراتی مشابه کسب میکنند. این مطالعه که توسط کورت میکر و همکارانش انجام شده است، بهطور منطقی در تمام ابعاد اجراییاش صحیح عمل میکند، اما بهطور قطع، عدم وجود رابطهای علّی بین میزان تماشای تلویزیون و دستاورد تحصیلی را اثبات نمیکند. اولا مطالعه صورت گرفته امکان جابهجایی زمانی صرفشده برای کسب سه مهارت پایهای خواندن، نوشتن عبارات و ریاضیات را که در سنین پایین اتفاق میافتد، پوشش نمیدهد. ثانیا این مطالعه از آن معیارهای اندازهگیری که حاکی از رفتارهایی هستند که ممکن است بهطور واقعبینانهتری با تماشای بیشتر،در رابطه معکوس باشند، بهره نمیبرد (برای مثال مدارج آموزشگاهی، نمراتی که به تکالیف مقرر اختصاص مییابد یا آزمونهایی که برای اندازهگیری پیشرفت در طول یک ترم یا یک سال طراحی شدهاند). تفسیر روابط معکوس بین تماشا و نمرات دستاورد، لزوما بازنماینده تاثیرات استفاده از تلویزیون نیست، بلکه دلایل متعددی برای این مسأله وجود دارد. اولا جوانانی که متعلق به خانوادههایی هستند که بهطور متوسط وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایینتری دارند، بیشتر تلویزیون نگاه میکنند. همچنین با توجه به ارتباط مثبت و قوی بین وضعیت اجتماعی- اقتصادی و کارایی تحصیلی، جوانانی که به خانوادههایی تعلق دارند که در میانگین نمرات، وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایینتری دارند، در آزمونهای دستاورد ضعیفتر ظاهر میشوند. ثانیا قابلیت ذهنی با دستاورد، ارتباطی مثبت و قوی دارد، اما ارتباط آن با تماشای تلویزیون، ارتباطی معکوس است، بنابراین آنانی که بهطور متوسط بیشتر تلویزیون نگاه میکنند، بهطور میانگین در آزمونهای دستاورد،نمرات پایینتری کسب میکنند. ثالثا کسانی که دارای فشار روحی هستند (برای مثال با مشکلات شخصی، خانوادگی یا اجتماعی درگیرند) بهطور متوسط بیشتر تلویزیون تماشا میکنند و از آن به عنوان وسیلهای برای دور شدن از مصائبشان بهره میجویند و این در حالی است که همین فشار روحی کاملا جلوی کارایی تحصیلی را سد میکند. بهطور مشابه آن دانشآموزانی که در مدرسه کارایی خوبی ندارند، برای فرار از ناکامیهایشان به تلویزیون رو میآورند. بنابراین دلایل بسیار خوبی وجود دارد که نتیجه بگیریم آن دانشآموزانی که بیشتر تلویزیون نگاه میکنند، از دستاورد پایینتری بهره میبرند. توضیحی که از این نمونهها برمیآید، آن است که تماشای تلویزیون بیشتر نتیجه تاثیراتی است که به نوبه خود به دستاورد پایینتر میانجامند، یا با آن همراه هستند و اینکه تماشای بیشتر مسبب آن دستاورد پایینتر نیست. ولی مدارک دیگر حاکی از آن است که این توضیحی کاملا سادهانگارانه می باشد. استفاده از تلویزیون، به طرق تثبیتشده بسیاری ممکن است موفقیت در مدرسه را تحتالشعاع قرار دهد. ▪ اولا نشان داده شده است که با تماشای تلویزیون، تمرینات درسی مانند خواندن و حل مسأله بهطور موثری انجام نمیشود. دریافت از خواندن پایینتر بوده و جوابهای درست کمتر میباشند. ▪ ثانیا وقتی کودکان در حال یادگیری مهارت پایهای خواندن هستند، تعدادی از آنها وقتی را که میتوانستند صرف مسلط شدن بر این مهارت کنند، به فعالیتی اختصاص میدهند که کمتر عذابآور است، تماشای تلویزیون؛ همین گفته را میتوان در مورد دو مهارت پایهای دیگر، یعنی نوشتن عبارات و ریاضیات هم صادق دانست. ▪ ثالثا آن دانشآموزانی که زیاد تلویزیون تماشا میکنند، ارزش کتاب را بیشتر مسخره میکنند و مطالعات جانبی کمتری دارند، در حالی که دانشآموزانی که چنین مطالعاتی دارند، از کارایی تحصیلی بهتری بهره میبرند. چهارم اینکه کسانی که بنا بر عادت بسیاری از اوقات به تماشای تلویزیون مینشینند، در هنگام خواندن به همان اندازه توجه صرف نمیکنند و نسبت به مساله تفکر نمینمایند و تا حد زیادی، ترجیح میدهند که آثاری غیر داستانی و آسان درباب ستارگان محبوب و داستان مانندهایی را بخوانند که شبیه برنامههای تلویزیونی هستند. همانگونه که جورج کاستاک و اریکا اسکارر با ارزیابیهایشان از مدارک موجود در کتابی به نام «تلویزیون: آنچه رخ میدهد، آنان که تماشا میکنند و آنچه در پی دارد» (۱۹۹۹) نتیجه گرفتهاند، بیشتر این پیامدها هم در میان کودکان و هم در میان نوجوانان روی میدهد. مستندات موجود حاکی از تاثیرات ناساز متعددی است، پایین آمدن یادگیری در مهارتهای پایهای کیفیت نازل مطالعات یا انجام فعالیتهای درسی به هنگام تماشای تلویزیون و تمرکز پراکنده در موقع مطالعه، از بین رفتن حرمت کتاب و علاقه به خواندن مطالبی که از لحاظ محتوا و سبک به برنامههای تلویزیونی شبیهاند، در نزد کسانی که زیاد تلویزیون تماشا میکنند. منطقیترین تفسیری که میتوان از ارتباط معکوس بین میزان تماشای تلویزیون و نمرات آزمونهای دستاورد استاندارد ارائه کرد، تفسیری است که هر دو نظرگاه را با هم ادغام میکند؛ از طرفی کسانی که به دلایل دیگر وضعیت تحصیلی خوبی ندارند، بیشتر به تلویزیون توجه میکنند و از سوی دیگر تماشای تلویزیون بر دستاورد آموزشی تاثیراتی منفی به جای میگذارد. دامنه تاثیر چقدر است و چه کسانی تحت تاثیر قرار میگیرند؟ شایان توجه است که این ارتباط معکوس، تاثیر کاملا ناچیزی به جا میگذارد و میزان کاهش نمرات (به طور متوسط) در بین کسانی که از همه کمتر تلویزیون نگاه میکنند و آنانی که بیشتر از بقیه تلویزیون تماشا میکنند، تنها به حدود ۱۰ درصد بالغ میشود. بنابراین تاثیرات منفی تماشای تلویزیون بر نمرات دستاورد کاملا جزئی است. اما به طور کلی ممکن است اثرات اضافی بر فعالیت عقلی، جدیتر ارزیابی شود. این اثرات شامل از بین رفتن حرمت کتاب، تمرکز کمتر به هنگام مطالعه، ترجیح سرگرمیهای آسان و توانایی پایینتر درس مهارت پایهای میشود که تمامی آنها تا حدودی میتوانند پیآیند استفاده بیشتر از تلویزیون باشند. کسانی که مدت زمان بسیار زیادی را به تماشای تلویزیون اختصاص میدهند، ممکن است بیش از بقیه تحت تاثیر این عوامل ناساز قرار گیرند. روزنامه تهران امروز |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
 مدل های تازه ای برای آرایش مو میان پسرهای جوان ایرانی باب شده است. «خروسی»، «تن تنی»، «میکروبی»، «بک اسلیپ»، «تیفوسی»، «بکامی» یا «مارمولکی» و «دم عقربی» آخرین مدل های موی پسرهای ایرانی است که این روزها در تهران و در شهرهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد. این مدل ها بخشی از مدل هایی هستند که پیروی از آن، باب روز است و «فشن» خوانده می شود. محمد ۲۴ ساله و سعید، ۱۹ ساله در اتاق انتظار آرایشگاهی در مرکز شهر تهران نشسته اند و در انتظار خالی شدن صندلی های آرایش هستند. سعید که جلو و پشت موهایش بلند است، می خواهد موهایش را خروسی بزند که این روزها رایج ترین مدل موی متفاوت در تهران است. مدلی که درآن باید جلوی مو را مثل تاج خروس بالا داد و پشت موها را هم صاف کرد. محمد هم که موهای کوتاه دارد می خواهد «میکروبی» را امتحان کند. «میکروبی»، مدلی است که در آن موها کاملا کوتاه می شوند، سپس با کمک ژل موهای جلوی سر بالا داده می شود. کیوان، مسئول این آرایشگاه است. موهای او هم مدل «بک اسلیپ» است. یعنی موهایی به هم ریخته دارد درست مثل موهای کسی که تازه از رخت خواب بلند شده است. او می گوید: «مدل ها از روی ژورنال های سالیانه، سی دی ها، اینترنت، موی بازیکن ها و چهرهای مشهور داخلی و خارجی مثل فوتبالیست ها و هنرپیشه ها و کانال های ماهواره ای به خصوص کانال فشن برداشته می شود و به خاطر هم به آن "فشن" می گویند.» به گفته او بیشتر مشتری هایش جوان هایی هستند که برای زدن و درست کردن موهای خود به مدل های "فشن" هفته ای دو سه بار به آرایشگاهش می آیند. کیوان می گوید طی هفته گذشته یکی از بازرسان اتحادیه آرایشگاه های مردانه به همراه یک مامور اداره اماکن نیروی انتظامی با مراجعه به آرایشگاهش از او خواسته تا مدل موهای خود را تغییر دهد و از زدن مدل های "فشن" و برداشتن ابرو پرهیز کند وگرنه آرایشگاهش را پلمب می کنند. نیروی انتظامی، از اول مرداد ماه در یک طرح جدید برخورد با آن چه «مدل های غربی مو و منحرف» خوانده را شروع کرده است. محمد علی نجفی، رئیس اداره اماکن نیروی انتظامی هم هفته گذشته خبر از بسته شدن ۱۳ آرایشگاه مردانه به خاطر اقدام به برداشتن ابرو و زدن مدل های غربی داد. البته پیش از شروع طرح تازه پلیس در مورد برخورد با مدل موی پسرها، در قوانین اتحادیه آرایشگاه های مردانه هیچ گونه منعی برای زدن مدل های غربی وجود نداشته است. محمد افتخاری، رئیس اتحادیه آرایشگاه های مردانه به زیگزاگ می گوید: «جوان هایی که مدل های عجق وجق می زنند کسانی هستند که شلوار پوشیدن و کمر بند بستن هنوز یاد نگرفته اند اما موهای خود را مدلی می کنند که انگار تازه از ناف لس آنجلس افتاده اند. مثل اینکه آمده اند بالماسکه.» طبق بخش نامه ای که از سوی اتحادیه آرایشگاه های مردانه صادر شده است «در صورت مشاهده تخلف از سوی آرایشگاه ها اول به آن ها تذکر داده می شود و بعد در صورت تکرار، آرایشگاه آن ها به صورت موقت تعطیل و در صورت تکرار، جواز کسب آن ها باطل می شود.» افتخاری معتقد است درصورتی که آرایشگاه ها مردانه موی پسرها را «فشن» نزنند به زودی این مدل ها دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد. «جرم مال خر بیشتر از دزد است چون اگر او نباشد فرد هم دزدی نمی کند.در نتیجه اگر آرایشگاه ها هم موهای غربی نزند به زودی دیگر شاهد این مدل ها نخواهیم بود.» ● مدل هایی که به «عقل جن هم نمی رسد» البته مسئولان بسیاری از آرایشگاه های مردانه این نظر را ندارند و معتقدند محدود کردن آرایشگاه ها نمی تواند جلوی جوانان را بگیرد و آنها را وا دارد که موهایشان را به مدل های غربی آرایش نکنند. مسئول یکی از این آرایشگاه ها که آرایشگاهش برای چند روز از سوی اتحادیه بسته شده است، می گوید: «بسیاری از جوان ها، خود این مدل ها را در خانه با کمک خواهر و مادرشان درست می کنند. آن ها مدل هایی را می زنند که حتی به عقل جن هم نمی رسد.» او که در طی روزهای گذشته بخشی از مشتری های خود را از دست داده است، می گوید: «در مدل های "فشن" بیشتر سشوار زدن و حالت دادن به مو تاثیر دارد که این هم با استفاده از ژل ها، تافت ها و مواد دیگر انجام می شود که در بازارموجود است؛ مثل چسب هایی که می توانند موها را تا ۲۰ سانتیمتر بالا نگهدارند.» ● مدل های پر خرج برای درست کردن مو مطابق مدل هایی که نزد جوان های ایرانی «فشن» خوانده می شود باید پول خرج کرد. در بازار لوازم آرایش تهران قیمت قوطی های چسب مو از دو، سه هزار تومان تا ۱۲ هزار تومان، اسپری های تافت از دو، سه هزار تومان تا پنج هزار تومان، قوطی های ژل از هزار تومان تا هفت هزار تومان، واکس مو از هزار تومان تا سه هزار تومان و دستگاه اتوی مو از ۱۵ هزار تومان تا ۶۰ هزار تومان است. متوسط دستمزد یک آرایشگر هم برای زدن مو به سبک «فشن» بین پنج تا ده هزار تومان است که نسبت به شهرت آرایشگاه، موقعیت مکانی آن و همچنین میزان زمانی که برای آرایش مو صرف می شود فرق می کند. بهنود، اهل فشن است و هفته ای ۲۰ هزار تومان برای درست کردن موهایش خرج می کند. او می گوید: «هفته ای دوبار به آرایشگاه می روم و خودم هم هر روز نیم ساعت برای درست کردن موهایم وقت می گذارم. باید خوب سشوار زد و یا از اتو برای حالت دادن استفاده کرد و بعد با کمک تافت، چسب و یا ژل، موها را نگهداشت و بعد همه چیز برای رفتن به خیابان حاضر است.» او می گوید مدل های فشن متفاوت هستند، خیلی از دخترها از این مدل ها خوششان می آید و «کلاس» دارد. «سن من با پدرم فرق می کند؛ من جوان هستم و نباید موهایم را مدل زمان شاه وزوزک بزنم.» پر هزینه بودن مدل موهای های «فشن» به این معنی نیست که استفاده از آن ها تنها در بین جوانان پول دار و در تهران رایج است. «اشکان» که خود اهل یکی از شهرستان های استان کهگیلویه و بویراحمد است و به همراه برادرش تنها آرایشگاه «فشن» شهرشان را اداره می کرده می گوید: «خیلی از جوان ها صف می کشیدند و گاهی برای چند هفته بعد هم وقت می گرفتند.» درست کردن و زدن مدل های «فشن» گاه دردسرهایی را هم به دنبال دارد و می تواند به جز برخورد های پلیس مشکلات دیگری را هم به همراه داشته باشد. نیما، ۲۴ ساله و دانشجوی عمران از این دردسر ها می گوید: «دوست دارم مدل موهایم را به سلیقه خودم تغییر دهم. مثلا زمانی جلوی موهایم را از ته می زدم و پشت آن ها را بلند می کردم اما گاهی خانواده ام دوست نداشتند و مردم به من در خیابان خیلی بد نگاه می کردند.» او می گوید: «چند ماه پیش یکی از دوستان من کلیپ ویدیویی را آورد به اسم وات ای هو دان از گروه لینکین پارک و ما هر دو تصمیم گرفتیم مدل موهایمان را شبیه چستر بنینگتون بزنیم. دوستم این کار را کرد اما من به خاطر مشکلات دانشگاه و پایان نامه فوق لیسانسم نتوانستم این کار را بکنم.» ● برخوردهای «گاز انبری» هرچند مدل موهای ویژه و آرایش های «فشن»، این روزها میان پسران بیشتر به چشم می خورد، اما گرایش به داشتن ظاهری نامتعارف و باب روز، گرایشی تازه نیست و هر زمان به شکل و گونه ای، رایج بوده است. ناصر قاسم زاده، روان شناس که به گفته خود در بین کسانی که به او مراجعه می کنند جوان های اهل «فشن» هم حضور دارند، می گوید: «معمولا شاهد این قضیه در ابتدای سن جوانی و پایان نوجوانی هستیم. این تنها یک ویژگی دوران جوانی است. یک جور نشان دادن خود به دیگران و خودنمایی که در صورت هدایت و کنترل می تواند به سلامت روان هم کمک کند.» او می گوید: «نباید به دنبال پیدا کردن بیماری در این جوانان باشیم. داشتن مدل موهای ویژه به شکلی مبارزه با وضعیت موجود است که دلخواه آن ها نیست و به جای برخورد باید روی خواسته های این جوانان بررسی هایی صورت بگیرد و به آن ها الگوهایی را ارائه داد.» ● معرفی بعضی از مدل های «فشن» ▪ خروسی: مدلی است که در آن جلو و پشت موها بلند است و با حالت دادن، جلوی مو را شبیه تاج خروس درست می کنند. در این مدل پشت موها هم با کمک اتو یا سشوار به سمت عقب کشیده شده و بعد با چسب مو تثبیت می شود. ▪ بک اسلیپ: نامی ساختگی به کنایه از آشفتگی مو، پس از خواب؛ در این مدل، موها به صورت نامنظم و درهم حالت داده می شوند. درست مثل وقتی که موها بعد از خواب حالت گرفته اند. ▪ دم عقربی: در این مدل موهای جلو باید کوتاه کوتاه باشد و پشت موها بلند باشد و بعد پشت موها به دو قسمت تقسیم شود و دو تکه درست شوند. درست مثل حالت دم عقرب. ▪ میکروبی: مدلی است که در آن موهای جلو و پشت سر کوتاه کوتاه می شوند و بعد با کمک ژل و یا حالت دهنده های دیگر موهای جلوی سر را بالا می دهند. جوری که حالت سیخ سیخی به خود بگیرد. ▪ بکامی یا مارمولکی: مدلی است که از مدل موی دیوید بکام بازیکن مشهور فوتبال انگلستان در جام جهانی ۲۰۰۲ گرفته شده و در آن بخشی از وسط مو به صورت بلند نگهداشته می شود و بعد دو سمت سر با ماشین خالی می شود. بعد هم با کمک حالت دهنده ها موهای باقی ماننده در وسط سر به شکل یک نوار بالا نگهداشته می شوند. به گفته او برخورد های «گاز انبری» در طولانی مدت جواب نمی دهد و مشکل را حل نمی کند بلکه تنها حالت تسکینی دارد و می تواند در طولانی مدت باعث «سرکشی» جوانان شود. ● مدل های «میخی، سیخی» البته در ایران خیلی از آرایشگرها و افراد هم هستند که از مدل های «فشن» خوششان نمی آید،نام این مدل ها را نشنیده اند و این مدل ها را بد و «سوسولی» می دانند. حسن شفریق، یکی از این افراد است. او ۷۷ سال دارد و ۶۰ سال است در محله جوادیه آرایشگری می کند. او صاحب آرایشگاهی است که هنوز ماشین های برقی سلمانی به آن راه نیافته و در آن همچنان از ماشین دستی استفاده می شود؛ آرایشگاهی با یک صندلی آرایشگری و یک آینه بزرگ در روبه روی آن. در این آرایشگاه هیچ خبری نه از ژل است نه از تافت و واکس مو. آرایشگاه تنها با جعبه های تیغ، کاسه های برنجی کوچک که برای درست کردن کف ریش از آن ها استفاده می شود، شانه های مختلف و شیشه های خالی ادکلن های قدیمی تزئین شده است. شفریق بهترین مدل هایی را که می تواند بزند. «ایتالیایی»، «فرانسوی»، «آلمانی» و «کرنلی» معرفی می کند که در «دوره شاه» مد بوده است. او می گوید: «چند سال پیش مغازه جا برای سوزن انداختن نبود اما حالا مشتری چندانی ندارم بیشتر بچه مدرسه ای ها پیش من می آیند، مشتری های قدیمی و کسانی که می خواهند موهایشان را کوتاه کوتاه کنند و پول کمی بدهند.» او می گوید: «حالا جوان ها عقلشان را از دست داده اند. موهای خود را مدل میخی و سیخی می زنند و روغن می زنند به کله هایشان.» او هیچ چیز درمورد مدل های «خروسی» و «فشن» نشنیده است و تا اسم مدل «تیفوس» را می شنود می گوید: «دوره آخر زمان شده. تیفوس که یک مرض است نه مدل مو.» سینا پسران افشاریان |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
 «جوانی» تعبیر و نام مرحله ای از عمر است که مرز سنی ۱۸تا ۲۶و به عقیده بعضی تا سن ۲۸ را شامل می شود، اگرچه در بیان عامه اصطلاح جوانی افرادی تا سن ۴۰ سالگی را هم در برمی گیرد. جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است که در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملکات انسانی در او تثبیت می گردد. این دوره از مهمترین و در عین حال از پیچیده ترین مراحل حیات است. با همه تلاش هایی که روان شناسان برای پرده برداشتن از اسرار این مرحله به عمل آورده اند، باید اعتراف کرد که هنوز نقاط مبهم و ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد که بدون شناخت آنها اظهارنظر صریحی را درباره آنان نمی توان داشت. ● تعبیر از جوانی از مهمترین تعبیراتی که برای این مرحله در کتب به چشم می خورد، تعبیر «شباب» است. ریشه لغوی این تعبیر می تواند گویای حالات و مواضع آنان باشد. شباب به معنی برافروختگی و زبانه کشیدن است (شب النار- یعنی آتش برافروخت). همه حالات و رفتار جوانان حکایت از برافروختگی، زبانه کشیدن، دستور و هیجان دارد. جسم شان، روان شان، عواطف و احساسات شان و بالاخره افکارشان در کمال رشد و برافروختگی است و این خود موجب نابسامانی ها و عوارضی است که در صورت عدم کنترل ممکن است خطرآفرین هم باشد. برخی از روان شناسان این مرحله را سن غرور و مستی و سن شراب بزرگی انسان نامیده اند و عجیب است که در تعبیر امام امیرالمؤمنین(ع) هم به کلمه سکرالشباب برمی خوریم. دوران بلندپروازی ها، امید و آرزوهای دور و دراز، با اندیشه آزادی خواهی های وسیع و همت های بلند، و خواستاری اصلاح در سطحی وسیع و جهانی است. از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یک نیروی مذهبی باید درآورد، زیرا در چنین صورتی است که او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا کند. ● خصایص جوانی ویژگی های دوره جوانی را از جهات مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. ۱) ازنظر زیستی- جسمانی: رشد بدن سریع و در اواسط دوره بسیار کـُند، و در پایان دوره قریب به صفر است. بدن در آغاز مرحله همچنان در حال توسعه و رشد قد در حال افزایش است و در ۲۴ سالگی متوقف می شود. این رشد در دختران زودتر و طبعاً توقف آن هم زودتر است. وزن بدن، قدرت تن، چابکی و فرزی در این دوره در کمال اوج است و با چنین امکانی توان غلبه بر امور و حل و رفع مشکلات و گره گشایی ها در جوانان قوی است. مردی رشید و یا زنی کاملند و درخور مقام پدری و مادری هستند. وضع ترشح غدد متعادل و تحولات ناشی از آن وضعی تثبیت شده دارد. ۲) از نظر ذهنی: هوش خام یا دانایی فطری منتهای سیر خود را طی کرده و به بالاترین درجه رشد خود رسیده است. کنجکاوی طبیعی به «چرا»جویی مبدل گشته و او را به سوی منطقی روشن و استدلالی قانع کننده می کشاند. حافظه، قوام یافته است و اینک جوان در شرایطی است که می تواند درباره حافظه خود به میزان معینی حساب کند و براساس آن محاسبه کرده و در کارها تصمیم بگیرد و به پیش رود. توان تخیل، تصور و تجسم در آنان بدان میزان که در ظرفیت مقدرشان بود به منتهای حد خود رسیده و قدرت ابداع و اختراع ناشی از آن در آنها در بالاترین میزان خویش است. تمرکز فکر و دقت و توجه در آنها میزان قابل قبولی است و امکان رشد آن هم چنان وجود دارد. استعدادها ظهور و بروز کرده اند و جوان می داند در چه زمینه ای موفق تر است. به ویژه که ذوق و هنر او در بالاترین حد خویش است. ۳) از نظر عاطفی: رقیق القلب است. حساسیت او در برابر جریانات عاطفی بسیار و زود تأثیرپذیر است. اگر چیزی را دوست ندارد، در راه دوستی آن تا حد فداکاری و جانبازی می ایستد؛ و برعکس اگر چیزی را دشمن بدارد در آن امر شدیداً پابرجاست به اصطلاح کلامی، بُعد تولی و تبری در او قوی است. او مغرور است و در مواردی خودپسند. جرئت و شجاعت بسیار از خود نشان می دهد، اگرچه در درون ترس و هراسی داشته باشد؛ و به همین خاطر «جوان» فردی پیشتاز است. شور و شوق جوانی، امید و نشاط او، عشق و شیدایی او در مرحله ای از توان و رشد است که برای اقدام در دشوارترین امور حاضر به سرمایه گذاری است. او فداکار است. مخلص است. زودباور است. اسیر احسان است. اهل اخلاق و انسانیت است. معنی محبت را می فهمد. ملاحظات و رودربایستی ها می توانند عامل محرک و ورود او به صحنه ای باشند. زود تحت تأثیر قرار می گیرد. عرض محبت ها و اخلاص های دیگران را راست و درست می پندارد. ۴) از نظر روانی: جوان دارای قوه درکی قوی است. از روابط علت و معلولی سردر می آورد. قادر به تجزیه و تحلیل امور است. می تواند به بحث و نقادی بپردازد. از کلیه امور سردر آورد. آینده نگری و دوربینی داشته باشد. جوان اهل همت است، بلندطبع است، اهل خیر است. گاهی هدف های عالی و حتی محال الوصول را تعقیب می کند. امیدها و آرزوهای بزرگ را در دل می پروراند و برای وصول به آنها بالاترین درجه تحمل را از خود بروز می دهد. او در راه وصول به هدفی که آن را مقدس بداند اهل سرمایه گذاری، فداکاری و حتی ایثار است. او می خواهد عدالت و قسط در جامعه باشد، آزادی و استقلال باشد، پاکی و عفت باشد، حق در جامعه متجلی باشد. او این خواسته ها را در سطحی وسیع می خواهد اجرا کند نه تنها در جامعه و مملکت خود و اگر شرایط و امکانی در این زمینه به او نشان دهند برای به دست آوردن و رسیدن به آن از سرو جان مایه می گذارد. روح بلند او در شرایطی است که به بلندی ها بیشتر گرایش دارد تا به پستی ها و ذلت ها، مگر آنکه شرایط تبلیغ و سازندگی در جامعه ای واژگونه باشد. ۵) در جنبه فطرت و وجدان : او در مرحله ای است که فطرتش بیدار است. حقایق امور را وجدان می کند، خود را می یابد؛ و اعتقاد خود را وجدان می کند، خیر را از شر تمیز می دهد. می تواند بسنجد، مقایسه و ارزیابی کند و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد. بیداری وجدان و نیز بیداری احساس مذهبی سبب علاقه مندی و رغبت او به سوی خیر و کمال بی نهایت است. و طبع منطق پذیرا و، صداقت و خلوص او موجبی برای حرکت و گرایش او به سوی رشد است. تمایلات معنوی او در این مرحله اوج می گیرند. حفظ و احیای ارزش های الهی و ایده آل های اخلاق در این سن رشد می یابند. به پاکدامنی و صفا، به عدالت و انصاف میل پیدا می کند و دیدن ناروایی ها و مفاسد او را نگران می سازد. دارای فتوت است و خواستار تحقق فضایل شیفته فداکاری، تعاون و ایثار است. به شرطی که فطرت و وجدانش آلوده نسازند، او در پی گسترش ارزش های ماوراءالطبیعه در محاورت ایده آل های اخلاقی است. به شرطی که معنی آنها در ذهن او تبیین گردد. جوان نسلی توانمند است. همه چیز او جوان و در مرحله شباب و افروختگی است. او در شرایط و امکاناتی است که می تواند حلال مشکلات باشد و نارسایی ها و کاستی های جامعه را از میان بردارد. قدرت عمل دارد و این قدرت خود عامل سازندگی و رشد و پیشرفت او و جامعه است. ● اهمیت جوانی براین اساس، جوانی یک نعمت الهی و یک فرصت است. ارزش آن هنگامی مکشوف می شود که از دست برود . مرحله ای است که به گفته ویل دورانت، هنوز حوادث تلخ و نابسامان زندگی آن را ناگوار نساخته و شور و شوق آن باشکوه است. شکوه و افسوس سالمندان در این است که چرا از فرصت آن بهره کافی نگرفته اند و آرزوی پیران این است که امکانی ولو چند ماهه برای اعاده آن فراهم آید. بنا به نوشته صاحب کتاب «لذات فلسفه»، در نظر بیشتر مردم دوره زندگی واقعی انسان همان دوره جوانی است و بیشتر مردم در چهل سالگی جز خاطره و یادبود چیزی نیستند و همانند خاکستری هستند از آتشی که زمانی شعله و دود بوده است. جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است که در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملکات انسانی در او تثبیت می گردد. به عقیده روان شناسان تربیتی، صفات نیک یا بدی که دوران جوانی در نهادها پایه گذاری می شود، اثراتی مادام العمر دارد. به فرموده امام صادق(ع) انس او با قرآن، زمینه ساز آمیزش قرآن با گوشت و خون اوست. ● توانمندی های جوان جوان نسلی توانمند است. همه چیز او جوان و در مرحله شباب و افروختگی است. او در شرایط و امکاناتی است که می تواند حلال مشکلات باشد و نارسایی ها و کاستی های جامعه را از میان بردارد. قدرت عمل دارد و این قدرت خود عامل سازندگی و رشد و پیشرفت او و جامعه است. او در طریق وصول به هدف، قادر است موانع را درهم بشکند و مقاصد خود و جامعه اش را محفوظ دارد. نیروی جسمانی او در کمال اوج است و استعداد و ذهن و توجه او در نهایت رشد، همت او عالی است تا حدی که به گفته راسل به کمک آن می تواند محیط خویش را تغییر دهد و به گفته موریس دبس به تصور و درک قانون اخلاقی و تکلیف قادر است و به جای تنگ نظری دوران گذشته مفهوم وسیع تری از هستی وارد انگیزه های رفتار او می شود و این خود توانی جدید برای تلاش و حرکت اوست. اینان در هر جامعه ای اقداماتی سازنده می توانند داشته باشند، زیرا وارستگی شان بیشتر است و تقوای شان افزونتر. با مردم دمسازترند. عواطف شان ریشه دارتر است. به گفته راسل ممکن است نتوانند به طور صریح تغییرات و اصلاحات مورد لزوم را تشخیص دهند، ولی قادرند شجاعانه در راه هدف گام بردارند. به گفته «نهرو»، دوران جوانی دوران از هم شکستن و درهم شکستن است و نیروی جوان نقش ها را خیلی آسان تر از دیگران اجرا می کنند. ● بهره برداری از نیروی جوان از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یک نیروی مذهبی درآورد، زیرا در چنین صورتی است که او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا کند. مربی می تواند چون باغبانی باشد که از وجود جوانان منظره هایی بسیار زیبا برای جامعه اش بسازد، آنها را بپروراند و رشد دهد. همچنین از فرصت جوانی باید بهره گرفت و عادات غیرمفید و مزاحمی را که در درون او لانه کرده اند از میان برد و به جای آنها عادات مفید و سازنده ای را مستقر ساخت. زمینه های پذیرش در او موجود است و امکان سازندگی وجود دارد، البته به این شرط که مربی صالح و شایسته ای در سر راه رشد او قرار گیرد.  http://tebb.blogfa.com کامران حیدروند |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
نمی توان به طور قطع برای شکل گرفتن پاتوق ها تاریخ دقیقی متصور شد. همین طور هیچ مشخص نیست که کی برای اولین بار، دو نفر آدم یا بیشتر، احساس کردند که می توانند دور یک میز بنشینند و با هم درباره موضوع مبتلابه شان یا اصلاً موضوعی بی ربط گپ بزنند و به اصطلاح اولین پاتوق های تاریخ را پایه بگذارند. طبیعتاً قدمت پاتوق باید به اندازه قدمت زبان باشد و اولین پاتوق های تاریخ در درون غارها و میان جنگل ها و در دنیای بدوی شکل گرفته اند. البته انسان های اولیه الزاماً دور میز و روی صندلی نمی نشسته اند (کما اینکه امروز هم خیلی ها این کار را نمی کنند) و پاتوق های آنها مثل پاتوق های امروزی نبوده است. در اینجا صحبت از میز و دور آن نشستن، به عنوان نخستین و یکی از مهمترین نشانه ها و نمادهای ثابت پاتوق های مدرن مطرح است. نمادی که در بسیاری از فیلم ها و نقاشی ها و داستان ها، مورد اشاره قرار می گیرد و تصویر آن تحت شرایط خاصی و در کنار نمادها و نشانه های دیگری، بی درنگ ذهن را متوجه پاتوق و فضای پاتوقی می کند. ترکیب میز گرد و صندلی لهستانی یادآور کافه ها و پاتوق های روشنفکری است که نمادهایی چون قهوه و پیپ و سیگار و روزنامه هم در آن حضور قاطع و چشمگیری دارند. نیمکت و چارپایه و میز بزرگ فلزی مستطیل شکلی که روی آن قلیان و استکان های کمر باریک چای و زیرسیگاری کوچک فلزی قرار گرفته تداعی کننده قهوه خانه است و همین طور میز و صندلی های فانتزی که رنگ های تند و شاد دارند به ضمیمه ترکیبات عجیب و غریب بستنی و شکلات آدم را به یاد کافی شاپ می اندازد. خب طبیعی است که المان هایی نظیر تخت و پشتی (جایگزین میز و صندلی) و چای و قلیان و دیزی سنگی و چیزهایی از این دست هم فضای سفره خانه های سنتی را به خاطر آورد. هر کدام از این پاتوق ها با همه اختلافاتی که چه در ظاهر و چه در جنس مراجعه به آنها، با هم دارند، در ویژگی هایی (چه فرمیک و چه محتوایی) مشترک هستند. گرفتن رد این موارد اختلاف و مشابهات، طبعاً با بررسی المان ها و نشانه های هر یک، راحت تر دنبال خواهد شد. پاتوق ها را بدون نوشیدنی های داغ و دخانیات نمی توان تصور کرد. این دو المان آنچنان با مفهوم کافه و قهوه خانه و این حرف ها گره خورده که کافه یی که در آن نشود سیگار کشید، یا قهوه خانه و سفره خانه یی که قلیان در آن سرو نشود، چیزی نخواهد گذشت که از رونق بیفتد و در دکان کار و کاسبی کافه چی و قهوه چی اش تخته شود. چای و قهوه هم که جای خود را دارند و عملاً زندگی بدون آنها برای ما دیگر زندگی نخواهد بود. وقتی فکر می کنیم و تاریخ می خوانیم، به زحمت باورمان می شود که تا همین دویست، سیصد سال پیش چای و قهوه و البته سیگار و قلیان نبوده اند و جایی در فرهنگ و زندگی روزمره ما ایرانی ها نداشته اند. اولین حضور مستند تاریخی قهوه در ایران، به اواخر حکومت صفوی ها برمی گردد که پرتغالی ها آن را با خود به ایران آوردند. البته بعضی ها معتقدند که پیش از این هم در ایران قهوه بوده است، ولی این حضور آن قدر کم رنگ بوده که می شود آن را به حساب نیاورد و تاریخ شروع قهوه خواری در ایران را به بعد از صفویان و به سال های رونق آن، یعنی دوران حکومت قاجارها، با آن قهوه های قجری معروف شان، نسبت داد. در مورد تاریخچه چای هم وضعیت روشن تر و بهتر از قهوه نیست. معروف است که قدیم ها چای را به صورت محدود از هند می آوردند، اما این کالا به هیچ عنوان رونقی نداشته است. حتی تا اواخر دوران قاجار هم چای، زیر سایه قهوه قرار داشت، به طوری که هنوز بعضی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به یاد می آورند که زمان بچگی شان در همه مراسم عمومی که برگزار می شد، قهوه سرو می کردند و از چای، خبری نبوده است. شروع دوران چای در ایران، باید اواخر دوران قاجار و اوایل حکومت پهلوی ها باشد. چیزی تقریباً حوالی سال ۱۲۷۵، یعنی همان سالی که کاشف السلطنه بوته چای را با خود به ایران آورد. هر چند قبل از او هم چای در ایران بوده و آن را وارد می کرده اند و استعمالی هم داشته، اما گویا با ایرانی شدن و فراگیر شدن کشت و صنعت آن، مصرف آن هم رفته رفته در ایران فراگیر شد و به جزئی از فرهنگ ایرانی ما بدل شد. دخانیات هم، به معنی آنچه امروز از آن به عنوان دخانیات یاد می شود، از کالاهای مدرن به شمار می رود. سیگار یک کالای کاملاً غربی است و در منطقه امریکا رواج داشته و بعد از کشف امریکا به اروپا آمده است. گمان نمی رود سیگار در ایران، قدمتی بیش از صد سال داشته باشد، ولی همانطور که بقیه کالاهای مدرن در این صد ساله، بعد از ورود به ایران با سرعت چشمگیری فراگیر شده اند، سیگار نیز از صد سال پیش به این طرف به کالایی ایرانی تبدیل شده و مصرف آن به جزئی از فرهنگ ایرانی اضافه شده است. توتون سیگار در همین ایران خودمان هم کشت می شود و کارخانه های دخانیات ایرانی آن را فرآوری و بسته بندی کرده و به جامعه عرضه اش می کنند. البته این روزها، به دلیل کشف مضرات متعدد سیگار و رشد تبلیغات وسیع عمومی در مذمت مصرف آن، صحبت کردن از سیگار به امری مذموم بدل شده، ولی حقیقت آن است که مصرف آن در همه جهان و در کشور خودمان ایران، مصرف کمی نیست که بشود آن را نادیده گرفت، بلکه باید حضور سیگار را به مثابه یک واقعیت بی تخفیف جامعه پذیرفت. قلیان هم تاریخ زیادی ندارد. معروف است که قلیان در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده و ابتدا در دربار پادشاهان رواج داشته است. قلیان های ناصرالدین شاهی نمونه های معروف قلیان هستند که احتمالاً قلیان های امروزی از روی آنها ساخته شده اند و امروزه با اندکی تغییرات در تنباکوی مصرفی آنها و معطر شدنشان به انواع گل و میوه، در سفره خانه ها و قهوه خانه ها استعمال می شوند.به هر صورت، چای و قهوه و سیگار و قلیان به عنوان نماد و نشانه مهم پاتوق های امروزی شناخته می شوند و هر پاتوقی بنا به وجه کارکردی که دارد، از این کالاها به عنوان کالایی که به مشتری ارائه می دهد، به فراخور حال استفاده می کند. در کافه ها که فضای آنها فضای روشنفکری است بیشتر قهوه و سیگار مورد توجه واقع می شود که طعم تلخ آنها با حال و هوای روشنفکری معاصر، که نگاهی تلخ به دنیا دارد، بیشتر سازگار است. این تلخی در نوع معماری و فضاها و دکوراسیون و نورپردازی این دست کافه ها هم تجلی دارد. مجموعه این نمادها پاتوق هایی را می سازند که بیشتر مورد توجه قشر روشنفکر و هنرمند جامعه قرار می گیرد و محملی برای بحث های بی سر و ته و پایان ناپذیر روشنفکری است. از نوع دیگر پاتوق های مرسوم می توان به قهوه خانه ها اشاره کرد. همانطور که پیش از این گفتیم چای و قلیان، کالاهای پررونق بازار قهوه خانه داران هستند. نوع معماری و فضاسازی این قهوه خانه ها ساده است و از پیچیدگی خاصی برخوردار نیست. از شکل و شمایل ساختمان قهوه خانه گرفته تا فرم چینش میز و نیمکت ها و حتی نقاشی هایی که به در و دیوار آنها نصب شده، همه از این مدل ساده پیروی می کنند. مشتریان این قهوه خانه ها هم مردم عادی کوچه و بازار هستند که طبعاً جزء آدم های ساده به شمار می روند و از پیچیدگی های مرسوم دنیای روشنفکری و شبه روشنفکری به کلی به دورند. از کارگر و بقال و نانوا گرفته که وقت استراحت خود را در قهوه خانه ها می گذرانند، تا پیرمردان بازنشسته و بیکاران که صبح خود را در این محل ها به شب می رسانند و چای می خورند و قلیان می کشند و احتمالاً تخته یی بازی می کنند. غیر از این دو نوع اصلی و معروف پاتوق، دو نوع دیگر پاتوق هم داریم که می توان به نوعی آنها را زاییده و تغییر شکل یافته کافه ها و قهوه خانه ها دانست؛ کافی شاپ ها و سفره خانه های سنتی. کافی شاپ ها را می شود نوع ساده شده کافه ها دانست که در همه المان های پیچیده آن به نوعی تلطیف و تغییر در جهت سهولت ایجاد شده است. قهوه تلخ به انواع ترکیبات و معجون های عجیب و غریب بستنی و شکلات تبدیل شده، فضاسازی و دکوراسیون و نور محیطی آن به سمت سادگی بیشتر میل کرده، تا به اصطلاح پاسخگوی مراجعه طبقه متوسط جامعه باشد. از سوی دیگر سفره خانه های سنتی نیز همین روند را منتها در جهت عکس طی می کنند تا خود را تا حد طبقه متوسط بالا کشیده باشند. طعم قلیان سفره خانه ها به مراتب رقیق تر از انواع قهوه خانه یی آن است. چای سفره خانه ها در قوری های چینی و استکان های تمیز سرو می شود و دست آخر اینکه در فضاسازی و معماری و نورپردازی آن اندکی ظرافت و پیچیدگی هنری بیشتری به کار رفته است. البته اخیراً تحلیل هایی هم در مورد سفره خانه ها شده که آنها را شکل پست مدرن پاتوق ها می داند. نمی شود که این تحلیل ها را از بیخ نادرست خواند، اما به نظر نمی آید که تحلیل های درست و حسابی باشند که بتوان دربست آنها را پذیرفت. به هر حال این موضوع دخلی به بحث ما پیدا نمی کند و پرداختن به آن مجال مفصل دیگری می طلبد. چیزی که واضح به نظر می رسد این است که سفره خانه ها و کافی شاپ ها، همان کافه ها و قهوه خانه هایی هستند که با تغییراتی در المان ها، مناسب حال طبقه یی از جامعه شده اند که در ساخت و شکل گیری کافه ها و قهوه خانه های ایرانی به آنها توجهی نشده بود. طبقه یی که نه روشنفکر است و نه بی سواد؛ طبقه یی که روزبه روز برتعداد آنها افزوده می شود، طوری که می توان آن را طبقه غالب اجتماعی دنیای امروز نامید؛ طبقه متوسط شهری. علی رنجی پور روزنامه اعتماد |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
جر و بحثهای تمامنشدنی، قهر و قهرکشیهای هر روز و هر هفته، پرخاشها، فریادها، ...در خانهای این چنین، چه فرزندانی بزرگ میشوند؟ آیا این بچهها فقط از لحاظ روحی و روانی آسیب میبینند؟ آیا با تمام شدن این جر و بحثها و محیط ناامن، مشکلات این بچهها هم تمام میشود؟ پاسخ هولناک محققان علوم پزشکی این است؛ خیر. به تازگی نتایج مطالعهای منتشر شد که نشان میدهد دخترانی که در خانههای این چنینی زندگی میکنند، زودتر از بقیه همسنوسالهایشان بالغ میشوند؛ اتفاقی که میتواند تا آخر عمر، زندگی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه که توسط محققان دانشگاه آریزونا انجام شده، نشان میدهد که در خانوادههای باثبات و آرام، بلوغ دختران در سن بالاتر اتفاق میافتد. بیبیسی گزارش داد از دیگر یافته های آن، این است که نمایه توده بدنی یا همان BMI دختران هم میتواند روی سن بلوغ آنها موثر باشد، طوری که دختران چاقتر، سن بلوغ پایینتری دارند. البته از آنجا که پدیده بلوغ یک پدیده چند عاملی است، یعنی عوامل متعددی در بروز آن دخالت دارند، نمیتوان وجود استرس و تنش روانی یا حتی چاقی را، در این مطالعه و مطالعات مشابه آن، به طور دقیق به بروز آن نسبت داد. به خصوص آن که نقش عامل ژنتیک در این میان بسیار اهمیت دارد. با این حال هستند مطالعاتی که با مقایسه سن بلوغ دختران با مادرهایشان، سعی کردهاند بلوغ زودرس دختران امروزی را، در شرایط مختلف، بسنجند و علت واقعی آن را پیدا کنند. به عنوان مثال، چندی پیش در مطالعهای که دردانشگاه بریستول انجام شد، مشخص شد که وقتی در خانوادهای پدر حضور ندارد و ناپدری به جای او هست، دختر خانواده ۱۸ ماه زودتر از مادرش به بلوغ میرسد. این که چطور استرس در خانواده میتواند فرآیند بلوغ را فعال کند، هنوز مشخص نیست و به تحقیقات بیشتری نیاز دارد. به گفته محققان، احتمالا شروع فرایند بلوغ در دختران، در پاسخ به مواجهه با عوامل استرسزا، مانند دعواهای خانوادگی یا نبودن پدر در خانواده و به عنوان یک مکانیسم دفاعی در برابر تهدیدهای احتمالی، روی میدهد. تحقیقات بعدی، باید روی واسطههای شیمیایی و بیولوژیکی که مراحل بعدی این مسیر را موجب میشوند، متمرکز شود. علاوه بر این بلوغ زودرس، از لحاظ روانی و اجتماعی و هم از لحاظ جسمی مشکلات زیادی را برای نوجوانان، به خصوص دختران نوجوان، به وجود میآورد.کم خونی، پوکی استخوان، احتمال بیشتر ابتلا به برخی انواع سرطان، به خصوص سرطان پستان بخشی از این عوارض جسمی را شامل میشود. تحقیقات نشان میدهد دخترهایی که زودتر از معمول بالغ می شوند، دچار عدم تعادل روانی میشوند و بیشتر احتمال دارد که افسردگی پیدا کنند. وارد شدن به دنیای بزرگسالی، خیلی سریع و بدون این که مهارت های زندگی بزرگسالی را آموخته باشند یا تجربه کافی برای روبهرو شدن با مسئلههای آن را داشته باشند، باعث میشود که آنها بیش از پیش در خطر مشکلات رفتاری مانند سوءمصرف مواد قرار بگیرند. همچنین دختران نوجوانی که به طور ناگهانی و زودتر از موعد دچار بلوغ جنسی میشوند، کمتر از سایرین میتوانند میل جنسی خود را کنترل کنند و به همین دلیل ممکن است به سوی رفتارهای پرخطر جنسی کشیده شوند. اینها همه کافی نیست برای این که تلاش کنیم محیط خانه را برای کودکانمان، به ویژه دختران، امن و آرام کنیم و به تغذیه و فعالیت بدنی آنها هم به اندازه نمرههای درسیشان بها بدهیم؟ روزنامه همشهری |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
 ـ مریم! باکی حرف می زنی؟ مریم دستش را روی گوشی تلفن گذاشت و در حالی که با حرکتهای سر و چشم به مادرش اشاره می کرد که آرام باشد, با صدای آهسته گفت: با نرگس. مادر, خنده کنان به آشپزخانه بازگشت و زیر لب زمزمه کرد: یک هفته بیشتر نیست با نرگس دوست شده; اما هر بار که تلفن می کنه, نزدیک یک ساعت باهاش حرف می زنه! برای زن خانه داری مانند زهرا خانم ـ مثل خیلی از زنهای دیگر ـ آشپزخانه, تنها محل کار و زحمت نبود; در مدت غذا پختن و ظرف شستن, یا برنامه های مورد علاقه اش را از رادیو گوش می داد و یا درباره مطالبی که در کتابها و روزنامه ها خوانده بود, می اندیشید و برای بهتر شدن زندگی خود و همسر و فرزندانش برنامه ریزی می کرد. تلفن طولانی مریم, او را به یاد مطلبی انداخت که در یک کتاب روان شناسی به نام (مراحل رشد و تحول انسان) خوانده بود: هر کس در هر دوره از عمر خود به دوست نیاز دارد. دوست, به انسان محبت می نماید و مهر می ورزد; در زمان ناراحتی و اندوه, با او همدردی می کند و دلداری اش می دهد و آن گاه که در مانده شود و نیاز به کمک داشته باشد, به حمایتش برمی خیزد; در کنار این محبت و همدردی و حمایت, دوست آدمی را درک می کند; یعنی نیازها, آرزوها, غمها, مشکلات, ضعف ها و توانایی هایش را ـ اگر هم خوب نشناسد ـ تا اندازه ای می داند و نسبت به آنها بر خوردی طبیعی و بدون تحقیر و محکوم کردن دارد.۱ زهرا خانم, با یادآوری مطالب دیگری از کتاب, با خود فکر کرد که دوستی در هر مرحله از عمر انسان, رنگ و جلوه خاصی دارد. او تفاوت کیفیّت و شیوه های ابراز دوستی را در مراحل گوناگون عمر, در فرزندان خود به روشنی می دید. او موافق نظر عدّه ای از روان شناسانی بود که نویسنده کتاب, از آنها نام برده بود. این عدّه از روان شناسان معتقدند که دوره اول کودکی (یعنی از تولد تا سه سالگی) (تهی از ابعاد اجتماعی) نیست و نمی توان با برچسب (خودمداری) اظهار کرد که کودکان در سالهای اول عمرشان, به کسی جز مادر یا بزرگسال نزدیک خود توجه ندارند. ۲ مگر علی, وقتی هنوز شش ماهه بود, به پسر کوچک همسایه نگاه نکرد و لبخند نزد؟! مگر در دو سالگی, پسر خاله همسال خود را نوازش نمی کرد و بعضی وقتها او را نمی بوسید؟ درست است که بیشتر وقتها در کنار کودکان دیگر به صورت انفرادی با اسباب بازی های خود سرگرم بود; اما مگر او (یعنی زهرا خانم) بارها شاهد نبوده است که علی و بچه های همسالش, اسباب بازی های خود را به هم می دادند؟ اکنون, از سن علی, پنج سال و نیم می گذرد; در مهد کودک با اغلب کودکان (رفاقت) دارد; یعنی با آنها بازی می کند و با راهنمایی مربّی مهد, به فعالیت های مشترک می پردازد. دقیقا همان نکته ای که نویسنده کتاب به آن اشاره کرده بود: ارتباط کودکان خردسال, رفاقت است نه دوستی. رفاقت یعنی مشارکت در کارها و داشتن روابطی غیر شخصی; اما (دوستی) رابطه ای است شخصی, صمیمانه, خصوصی و انحصاری که در آن (علاوه بر مشارکت در فعالیت ها), همدلی و هم ذوقی به خوبی نمایان است.۳ برای گذر از رفاقت معمولی کودکی, به دوستی عمیق و پر راز و رمز نوجوانی, باید از مسیر کودکی دوم یا دوران دبستان گذشت. مریم در سالهای تحصیل دبستان, دوستان زیادی داشت, به طوری که وقتی از او می پرسیدی: (مریم! توی کلاس با چند نفر دوست هستی؟), جواب می داد: (با همه)! جست و خیزهای مریم در مدرسه و خانه, بازی کردن با همکلاسی ها و دختران فامیل, شادان و با نشاط بودن او و کمک کردنش در خانه به مادر, تصویرهای خوشایند و زیبایی بودند که زهرا خانم از چند سال قبل دخترش مریم داشت. با آنکه مریم ـ همان گونه که خودش می گفت ـ با همه هم شاگردی های خود با مهربانی و گشاده رویی برخورد می کرد, اما معلوم بود که با چند نفر, بیش از بقیه, نزدیک و صمیمی بود. غنچه دوستی به عنوان رابطه ای شخصی و انحصاری, بر شاخسار خرم و پر طروات زندگی او جوانه می زد و خود را با همدلی و همدردی نسبت به چند نفر خاص و حمایت از آنها نشان می داد. اما اکنون… اکنون که مریم پا به سن سیزده سالگی گذاشته و دوران پر هیجان و شکوهمند نوجوانی را آغاز کرده است… اکنون که جوجه بی بال و پر دیروز, پرنده ای نوبال و جسور شده است… اکنون که آگاهانه و ناآگاه, سعی می کند (بزرگ شدن) و (مستقل شدن) خود را به صورت ابراز عقیده های تند, سرکشی و مقاومت, تصمیم گیری های فردی, رفتارهای راز گونه, بی نظمی, تنهایی و لجبازی نشان دهد… اکنون, دوستی های او نیز حالتی خاص و بی سابقه پیدا کرده است. دو سه نفر دوست مریم, دیگر از همکلاس های دوران دبستان او یا دختران آشنای همسایه نیستند. او این عدّه کم را عمیقا دوست می دارد و بخصوص به نرگس, چنان دلبسته شده است که حاضر نیست به چیزی یا کسی غیر او بیندیشد! آیا این صمیت جدید که این سان عمیق و تب آلود می نماید, عاقبت خوشی دارد؟ آیا این همه تأثیر پذیری از نرگس و مشغول شدن به او, نگران کننده نیست؟ آیا سلامت روان آنها را به خطر نمی اندازد؟ زهرا خانم, دستهایش را با حوله خشک کرد و از آشپزخانه بیرون آمد. کتاب (مراحل رشد و تحول انسان) را از قفسه کتابخانه برداشت و به اتاق نشیمن رفت. فصل( نوجوانی) را باز کرد و در حالی که به پشتی تکیه داده بود, برای پیدا کردن پاسخ سؤالاتش شروع به خواندن کرد: نوجوانی, همیشه به عنوان سن دوستی های انحصاری و پرهیجان شناخته می شود و این خصوصیت انحصاری بودن, گاه, نوجوان را به شیوه ای چنان حسادت آمیز از دیگران دور نگه می دارد که خانواده نمی تواند این وضع تهدیدی علیه یکپارچگی خود به حساب نیاورد.۴ زهرا خانم, نگران تر شد… (دیدی گفتم… تهدیدی علیه یکپارچگی خانواده!… یعنی کنده شدن از ما بزرگترهای دلسوز و با تجربه و تقلید کورکورانه از دخترک ناپخته ای مثل نرگس!)… امّا مطالب صفحه بعد کتاب, زهرا خانم را کمی آرام کرد: دوستی نوجوانان با همسالان خود, الزاما به معنی جدایی عاطفی از والدین نیست. درست است که فشار دوستان در انجام خواسته ها, در دوره نوجوانی زیاد است; ولی خوشبختانه اغلب نوجوانان در برابر درخواست های نامشروع همسالان خود مقاومت می کنند. دوستان, منبع ارزشمندی برای حمایت و دلگرمی هم هستند و از این رو نوجوانان, بیش از هر گروه سنی دیگر به دوستان خود روی می آورند و با آنها درد دل می کنند. میل به راز داری و سر نگهداری, بین نوجوانانی که با هم دوست هستند, رشد می کند و علاقه طرفین در این است که همیشه و سال به سال, این خصوصیت افزایش یابد. این نکته مهم را باید به یاد سپرد که هر چه نوجوانی از طرف والدینش بیشر طرد شود یا احساس نا امنی کند, بیشتر به (برو بچه ها) (دوستانش) روی می آورد.۵ زهرا خانم به آرامی نفسی کشید و با خود زمزمه کرد: خدا را شکر که رابطه ما با مریم, خوب و صمیمانه است. درست است که بیشتر وقت های او (چه در مدرسه و چه با تلفن و گاهی در رفت و آمدهای خانوادگی) با دوستانش صرف می شود; بیشتر با آنها حرف می زند و با آنها شادتر است تا با خانواده; و درست است که او به خاطر جدّی بودن پدر و مادر, گه گاه شکایت می کند که محیط خانه, خسته کننده و یکنواخت است; امّا بارها و بارها با صحبت کردن از مدرسه و دوستان خود, محبت و اعتمادش را نسبت به ما نشان داده است و مگر همین غر زدن های او و گله کردن هایش از پدر و مادر, خود, بیانگر پذیرش و صمیمیت او نیست؟ لبخند رضایت آمیزی که بر لبهای زهرا خانم نقش بست, گره ابروان او را گشود و غبار نگرانی و اندوه را از چهره اش زدود. به فکر تغییرات ژرفی افتاد که دوستی های دوره کودکی را از دوستی های نوجوانی جدا می کند… و باز هم به سراغ کتاب رفت: ● تغییراتی که در زمینه دوستی ـ از کودکی به نوجوانی ـ پدید می آید, به گونه های زیر آشکار می شوند: ۱) دوستی از یک رابطه خالص رفتاری به رابطه ای هیجانی و عاطفی تغییر می یابد. بچه های کوچک با هم بازی می کنند و چیزها را با هم تعویض می نمایند. ۲) روابط خود مدارانه کودکی, جای خود را به روابط دو طرفه می دهد. نوجوانان سعی در برآوردن نیازهای دوستان خود دارند; نه اینکه همچون کودکان به نیازهای خویش بپردازند. ۳) دوستی کودکان, با روابط آرام و کوتاه نشان داده می شود و دوستی نوجوانان, با روابط پر فراز و نشیب و طولانی! رشته سست دوستی های کودکان, با اولین درگیری ها و مخالفت ها می گسلد; اما قایق تندرو دوستی نوجوانان ـ با آنکه در معرض توفانها و کشمکش های سخت قرار می گیرد ـ به راه خود ادامه می دهد.۶ زهرا خانم, نگاهی به ساعت کرد. چند دقیقه دیگر, مریم به خانه می رسد و مثل هر روز, قبل از آنکه لباسش را عوض کند و کیف و کتاب مدرسه را در جای خود بگذارد, یا با چهره گرفته و یا با سیمایی گشاده, یک راست به سراغ مادر می آید و از برخوردهایی که با بچه ها و بخصوص نرگس داشته, حرف می زند. دوران عجیبی است این نوجوانی! همه چیز آن, در بستر فراز و نشیب های تند و پرهیجانش جالب است… و دوستی, این نعمت بزرگ خدا به بندگانش, اگر با نظارت والدین و البته دخالت کم آنها, سالم و به دور از گمراهی ها و خودسری های مهار ناشدنی ادامه یابد, چه قدر مفید و سازنده است! ▪ به قول نویسنده کتاب: مهمترین فایده دوستی, دور کردن انسان است از انزوای سرد و تاریک تنهایی. روان رنجوران, دوستان کمی دارند و از طرفی ثابت شده است که تنهایان, از خستگی, اضطراب و ضعف اعتماد به نفس, رنج می برند. رابطه زیادی بین افسردگی و تنهایی به دست آمده است. تنهایی, بین نوجوانان و جوانان بیشتر به چشم می خورد و بویژه دختران احساس تنهایی بیشتری می کنند. فرد تنها نمی تواند با دیگران به تبادل اطلاعات و احساسات بپردازد و با آنها گفتگوهای صمیمانه ای برقرار سازد.۷ نوجوانانی که ارتباط گرم و محبت آمیزی با دوستان خود دارند, نسبت به جوانان بی دوست, احساس کفایت و شایستگی بیشتری می کنند. عناد و ستیزه گری, اضطراب, افسردگی و بی هدفی در آنها کمتر است و توان زیادتری برای مقابله با مشکلات دارند.۸ صدای زنگ خانه بلند شد. زهرا خانم, کتاب را بست و در قفسه کتابخانه گذاشت و خود را آماده کرد که با خونسردی به استقبال دخترش مریم برود. دکتر مhttp://www.hadithezendegi.mihanblog.com/Cat/۷.aspxحمود گلزاری ۱. Papalia, D,E & Olds,S,W زHuman Developmentس ۵th edition, ۱۹۹۲. ۲. رشد روانی ـ عاطفی کودک, مارک اندره بلوشن, ترجمه فرشته توکلی, مؤسسه انتشاراتی واژهصبح, تهران, ۱۳۷۷. ۳. همان, ص۱۶۹. ۴. همان, ص۱۷۱. ۵. Dacey John & Kenny Maureen زAdolescent Developmentس ۱۹۹۷, Brown & Benchmark publishers, USA. ۶. Hoffman Lois, Paris Scott and Hall Elizabeth زDevelopmental psychology todayس Sixth edition, ۱۹۹۴, Mc Graw Hill, USA. ۷. Argyle Michael زThe psychology of Happinessس ۱۹۹۳, Routledg, London. ۸. منبع شماره ۶. |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
 ● گسترش مصرف اکستازی و پیامدهای آن علاوه بر ناآگاهی و تصور نادرست جوانانی که به راحتی عمر، زندگی، انرژی، جوانی و توانایی های خود را به یک دقیقه شادی کاذب می فروشند و یک عمر تباهی می خرند، کم توجهی به انرژی های مثبت جوانان، نبودن فضاهای قانونی و تعیین شده برای تخلیه انرژی و ساماندهی و کانالیزه نکردن نحوه استفاده از انرژی و شور جوانی خیل عظیم جمعیت زیر ۲۵ سال کشور، عدم برنامه ریزی برای شادی و پر رنگ بودن غم و اندوه به هر بهانه یی باعث شده اکستازی به عنوان آخر خط بسیاری از جوانان (حتی تحصیلکرده و مرفه امروز) وصدهزار نفر معتاد کشور، مساوی با یک دقیقه شادی و یک مرگ بلندپروازانه بعد از آن باشد، ● سرآغاز طاعون خفته قرن را امروز کمتر کسی است که نشناسد. قرص های روانگردان برای جوانان دنیا و به خصوص جوانان ایرانی، به وسیله یی برای ابراز احساسات، تخلیه شادی های کاذب و گرفتن انرژی های لحظه یی تبدیل شده است. هرچند شاید تا به امروز تمام پزشکان دنیا، روزنامه نگاران، تحلیلگران مسائل سیاسی، سینمایی، ورزشی، نویسندگان، هنرمندان و همه اقشار معتبر و مورد وثوق در جوامع مختلف در مورد زیان های استفاده از این نوع مواد مخدر جدید هشدار دادند و علمای دین هم بر حرام و گناه بودن استفاده از آن گواهی کرده اند، اما متاسفانه جوانان امروز در دنیا آنقدر تجربه گرا شده اند که حاضر نباشند به هیچ قیمتی از نظریات دیگران استفاده کنند و تنها زمانی از اشتباه تاریخی خود پشیمان شوند که به دام این اعتیاد جدید قرن گرفتار آمده اند و خود، مضرات وحشتناک استفاده از این داروهای خنده دار را تجربه کنند. ● اکستازی چگونه ویران می کند ؟ پژوهش های تازه نشان داده است که داروی نشاط آور اکستازی (ecstasy) خطر بروز حمله قلبی را افزایش می دهد. اکستازی نوعی داروی مخدر است که مصرف آن موجب بروز احساس شادی (یا اندوه) بسیار زیاد در مصرف کننده می شود و به رغم آسیب های جدی که این ماده مخدر بر مغز و سلامت انسان وارد می کند، در بین مصرف کنندگان این باور غلط وجود دارد که ماده یی بی خطر است. اکستازی که مصرف آن در بین جوانان افزایش یافته، به جز برخی از کشورها در سایر کشورها در ردیف داروهای غیرقانونی است ولی از آنجا که از فرمول ساده یی برای تولید برخوردار است، در تمامی کشورها و از جمله ایران تولید می شود. آخرین پژوهش ها به وضوح نشان می دهد که مصرف اکستازی همانند مصرف آمفتامین موجب بروز حمله قلبی خواهد شد. تحقیقات انجام شده موید آن است که آمفتامین و کوکائین انعقاد خون را تشدید کرده و در نتیجه با مسدود کردن عروق خونی موجب بروز حمله قلبی می شوند. به پزشکان و بخش های اورژانس بیمارستان ها توصیه شده که در موقع درمان بیماران رابطه حمله قلبی و مصرف اکستازی را مدنظر داشته باشند و این مورد را بررسی کنند. یکی از رایج ترین عوارض مصرف اکستازی که در بیشتر مواقع به مرگ منجر می شود، افزایش شدید دمای بدن یا هیپرترمی است که منجر به از کار افتادن ماهیچه ها، کلیه ها و دیگر اعضای بدن می شود. این ماده در آلمان به عنوان کم کننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت که به علت اثرات آن از رده مصرف خارج شد. اما بعدها این دارو کاربرد مجدد یافت و در روان درمانی برای کمک به بیان احساسات بیماران استفاده شد که با اثبات اثرات آن روی مغز حیوانات آزمایشگاهی، از رده خارج شد و مصرف آن در امریکا ممنوع اعلام شد. در سال های اخیر مصرف آن در امریکا به شدت افزایش یافته که باعث نگرانی دولت شده است. در دوره زمانی خاصی در اروپا، مصرف این مواد انرژی زا و شادی بخش برای کاهش مصرف دیگر مواد مخدر مثل هروئین تشویق شد به طوری که مصرف آن در اروپا از هزار قرص در سال به میلیون قرص در دو سال بعد رسید. درصدی از مردم امریکا حداقل یک بار این ترکیب را مصرف کرده اند. حداقل۱۱/۷ درصد دانش آموزان سال آخر دبیرستان در امریکا یک بار «اکس» مصرف کرده اند. مصرف این قرص ها در ایران به خصوص در یک سال اخیر به شدت افزایش یافته است. جوانان تحصیلکرده و مرفه، مصرف کنندگان اصلی این داروها هستند، بنابراین لازم است عموم مردم و پزشکان با اثرات سوءمصرف این دارو آشنا شوند. آمین های مغز به ویژه نوراپی نفرین و سروتونین نوروترانسیمترهای مسیرهایی هستند که کارشان بروز خلق است. با توجه به فرضیه آمینی، کاهش عملکرد این آمین ها باعث افسردگی خواهد شد و افزایش فعالیت آنها باعث بهبود خلق وخو می شود. سیدایمان ضیابری روزنامه اعتماد |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |

سکونت در "شهر" آثاری بر زندگی فردی و جمعی انسانها میگذارد که از حدود دو قرن پیش تاکنون، موضوع تأمل اندیشمندان اجتماعی بوده است. چند وجهی بودن این اثرات و نیز فرایندها و جریانات موجود در درون اجتماعات شهری، متفکران بسیاری را از علوم مختلف به خود مشغول داشته است. جامعهشناسی شهری از جمله شاخههای معرفتی است که صرفاً و اختصاصاً "شهر" را بعنوان یک "محیط مخلوق" و به عنوان یک "محصول اجتماعی"، کانون توجه و مطالعهٔ خود قرار میدهد. از منظر این علم، "شهرنشینی" مرحلهٔ گذار از اجتماع مبتنی بر علقههای خونی به جامعهٔ سازمان یافته مبتنی بر قراردادهاست. شهر تولیدکنندهٔ فرهنگ است. چون محیط شهری شیوههای خاصی از زیستن، کارکردن، رابطه برقرار کردن و مصرف کردن را بر ساکنانش عرضه میکند. از این رو جامعهشناسی شهری پاسخ دهی به پرسشهایی را وظیفه خود میداند که برخی از آنها چنیناند: ▪ رشد و توسعهٔ شهرها تابع چه متغیرهایی است و آیا گسترش شهرها از الگوی واحدی تبعیت میکند؟ ▪ عناصر بنیادی سازمان شهر کدامند؟ و این عناصر چگونه تحت تأثیر رفتار کنشگران تغییر میکند؟ ▪ صورتهای فضایی متفاوت چه تأثیری بر انسجام گروههای اجتماعی ساکنان شهر دارد؟ ▪ فضاهای شهری و عناصر بنیادین آن چگونه مایهٔ تحکیم یا تضعیف روابط گروههای اجتماعی ساکن در شهر میشوند؟ ▪ چه رابطهای میان خصوصیات یک شهر به لحاظ کالبدی و اقتصادی (شیوهٔ تولید) و طبایع افراد ساکن در آن وجود دارد؟ ▪ شهرها را چگونه میتوان اداره کرد به گونهای که هم منافع جمعی و هم در عین حال منافع فردی ساکنانش توأمان تأمین شوند؟ ▪ سازمان قدرت در شهرها چگونه است و کدام گروههای اجتماعی سیادت دارند؟ نباید از یاد بُرد که "فقر شهری" و نابسامانیهای ناشی از کجروی و وقوع انواع جرائم در شهرها بود که نخستین دستمایههای مطالعات جامعهشناسی را فراهم ساخت. اما این علم بمرور، مسائل و موضوعات پیچیدهتری را مورد تحلیل قرار داد که همگی بر محور زندگی شهری استوارند. مسائل و موضوعاتی چون جنبشهای شهری، هویت شهروندی، وجود و گسترش مناطق جرم، مشارکت شهروندان و نهایتاً حکمرانی شهری از جمله مسائل متأخر در این علماند. برای تبیین مسائل پیش گفته، رویکردهای نظری متعددی ارائه شدهاند که هر کدام جنبههایی از واقعیت زندگی شهری را پوشش میدهند. دو رویکرد عمده در جامعهشناسی شهری کلاسیک وجود دارند که به اجمال میتوان آنها را چنین معرفی کرد: ۱) رویکرد بوم شناختی در جامعهشناسی شهری بر این پایه است که شهرها بطور اتفاقی رشد نمیکنند بلکه در واکنش به ویژگیهای مساعد محیط و بر مبنای سه فرایند مهم رقابت، تهاجم و جانشینی گسترش مییابند. صاحبان این دیدگاه معتقدند، استقرار سکونتگاههای بزرگ شهری و توزیع انواع مختلف محلات در شهرها بر پایهٔ اصول مشابهی قابل درک است. بعبارت دیگر الگوی واحدی برای رشد و تحول شهرها وجود دارد. اشکال چنین دیدگاهی آن است که به اهمیت طرح و برنامهریزی آگاهانه در سازماندهی شهر، کمتر توجه شده و توسعه شهری را بعنوان یک فرایند طبیعی در نظر میگیرد. ۲) رویکرد دیگری در مطالعات جامعهشناسی شهری وجود دارد که بر طبق آن به شهرنشینی بعنوان یک شیوهٔ زندگی اجتماعی تأکید شده است. براساس این دیدگاه، زندگی در شهر، اثراتی بر روابط اجتماعی میگذارد. مثلاً در شهر، روابط بینام، سطحی، ناپایدار، سودجویانه و عقلانی است. دیدگاههای فرهنگگرایانه به "پدیدهٔ شهر" در تداوم چنین رویکردی امروزه بوجود آمدهاند که شهر را بعنوان یک «سامانهٔ اخلاقی» تعریف میکنند. در این دیدگاهها، شهرها محیطهای ناهمگنی از خرده فرهنگها تلقی میشوند که یک مدیریت شهری کارآمد میبایست به ایجاد تعادل و توازن و انتظامبخشی به چنین اجتماعی بیندیشد و کوشش کند. بر این اساس به نظر میرسد گام نخست در ادارهٔ مقتدرانه و هوشمندانهٔ یک شهر آن است که اجتماعات شهری را بر مبنای کارکردهایشان گونهشناسی کنیم. باید دانست نقطه ثقل حیات یک شهر چیست؟ شهر های بزرگ با مسائل پیچیدهای روبروهستند که در درجهٔ اول، شناخت عالمانهٔ آنها از وظایف جامعهشناس شهری است. در قلمرو این مسائل میتوان به گسترش بیرویهٔ مناطق حاشیهنشین شهر اشاره کرد که کانونهای بالقوه برای ناهنجاریهای اجتماعی فراهم کرده است. به دنبال چنین رشد بیرویهای، "جدایی گزینی فضایی" اتفاق افتاده است به این معنا که تفاوت و تبعیض در ارائه خدمات عمومی به ساکنان شهر و توزیع ناعادلانهٔ امکانات رفاهی و تجهیزات شهری در مناطق مختلف شهر به چشم میخورد. چنین شرایطی، نارضایتی های عمومی را پدید خواهد آورد. مدیریت شهری عقلانی میباید به تنوع خرده فرهنگها در شهر توجه نشان دهد و موضوع همجواری قومی، طبقاتی و مذهبی و چالشهای احتمالی ناشی از آن را نباید از نظر دور بدارد. علاوه بر اینها موضوعاتی چون ارتباط در شهر، کیفیت فضاهای عمومی، کیفیت مداخلهٔ شهرنشینان در ادارهٔ امور شهر و محله از جمله موارد مورد اعتنا در حیطهٔ دانش جامعهشناسی شهری خواهند بود. آرش رضائی |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |

چرا اتومبیل مهم است و جایگاه آن در فرهنگ مدرن چیست؟ شاید اولین پاسخی که به ذهن متبادر می شود کارکردهای رفاهی و سرعت در حمل و نقل باشد که به واسطه اتومبیل صورت می گیرد اما شیفتگی و میل عطش گونه ای که در جوامع مدرن یا در حال توسعه نسبت به این تکنولوژی جذاب دیده می شود به دلایلی فراتر از کارکردهای رفاهی وابسته است. دلایلی که با ساختار روانی - عاطفی آدمی آمیخته و نیازمند واکاوی روانکاوانه فرهنگ مدرن به ویژه فرهنگ عامه است. اصولا هر نوع کالایی را که به تولید و مصرف انبوه می رسد، باید در درون فرهنگ عامه پسند تبین کرد. از سال ۱۹۳۰ به بعد که شرکت «جنرال موتور» تغییرات سالانه در اتومبیل های تولیدی خود را باب کرد این مصنوع، دیگر نه فقط به عنوان ابزاری رفاهی که به عمده ترین نماد تفاخر اجتماعی تبدیل شد. خودشیفتگی آدمی و آرزوی داشتن چهره و بدنی کمال یافته و قدرتند در فرافکنی نسبت به اتومبیل بروز می کند. یعنی اتومبیل به مظهر قدرت و شوکت آدمی تبدیل می شود و انسان با هم هویت پنداشتن خود با آن، احساس قدرقدرتی می کند. اگر ضبط صوت ادامه گوش و دوربین ادامه چشم و دو چرخه ادامه پا تلقی شود اتومبیل نمادی از کلیت بدن انسان است که خیال پردازی های آدمی را درباره بدنش عملی می سازد. اتومبیل نمادی از بدن آدمی است. بدنی قدرتمند که به سرعت جابه جا می شود. دیگران را هم حمل می کند، در برابر گرما و سرما از او محافظت می کند و در عین حال فضای دلنوازی با موسیقی مهیا می سازد. در واقع اتومبیل، جایگزین نمادین برای آرمانهای محقق نشده آدمی درباره خود است که دررنگ ها و مدل های مختلف، حس تنوع خواهی و قدرت طلبی انسان را ارضا می کند و کانون احساسات هیجانی او می شود. هیجاناتی که در غالب سرعت، سبقت و ویراژ متبلور می شود. این ویژگی در جوانان نمود بیشتری دارد چرا که توجه و گرایش آنان به بدن و مطلوبیت آن بیش از دیگران است. اتومبیل در عین حال به عنوان ابژه ای مادی، مظهر شیفتگی انسان مدرن به فن و تکنیک نیز می باشد. به هر حال میل به مالکیت اتومبیل شخصی در جوامع معاصر به احساس و نیازی می ماند که یک زن و شوهر نسبت به تولد فرزندانشان دارند همچنان که والدین، آرزوهای از دست رفته خود را در فرزندانشان دنبال می کنند و حتی خود را به خاطر آنان فراموش می کنند برخی نسبت به خودروی خویش چنین حسی دارند. حتی گاهی در آن الینه می شوند و به آنچه «مارکس» از آن به «شی زدگی یا شی وارگی» نام می برد، دچار می شوند. این مساله درباره کسانی که اتومبیل ابزار کار و منبع درآمدشان است، صادق تر است. اتومبیل، فراتر از نماد موقعیت اجتماعی شهروندان، مظهر گریز از جامعه نیز است. گریزی که به سبقت گرفت ویراژگونه از میان دیگر خودروها و عبور از عابران منتظر و خسته کنار جاده، برتری و تفوق خود را در پس ظاهر زیبا و قدرت تحرک اتومبیل به رخ آنان می کشاند و از رنج و آلام ناشی از نداشتن اتومبیل می گریزد! میل به داشتن اتومبیل آدمی به مالکیت و تصرف اشیا نیز ناشی می شود. اتومبیل به اندازه حجم خویش، فضایی از مالکیت را برای راننده فراهم می آورد. مالکیتی سیار که به مکان های مختلف قابل انتقال است وبه رسمیت شناخته می شود فضایی که مصونیت و آرامش برای وی ایجاد می کند. صندلی های نرم و راحت و امنیت و آسایش داخل اتومبیل تداعی گر آغوش امن و گرم مادر برای سرنشینان است. در حقیقت اتومبیل در فضای عمومی، فضایی خصوی خلق می کند که به لحاظ روانی برای سرنشینان امنیت می آورد. البته این امنیت، مطلق بودن امنیت آن می کاهد به طوری که گاهی به آلت قتل و ابزاری برای نابودی انسان ها تبدیل می شود. «ویلیامز» شاعر انگلیسی، اتومبیل را هیولایی فاقد عقل و شعور می داند که کل کره زمین را با خطر مواجه کرده است. مبتنی بر رویکردهای فرویدی، اتومبیل مظهر نمادهای جنسی است به این معنا که هم نمادی از بدن مردانه است که راه خود را از میان وسایل نقلیه باز می کند و هم نماد بدن خوش ترکیب زنانه که به دلربایی در حوزه عمومی مشغول است. این دلربایی به ویژه در ماشین عروس ملموس تر به نظر می آید و آشکارتر به خودنمایی آراسته می شود. همه این تجاربی که به عنوان لذات اتومبیل مطرح شده تنها در درون مدرنیته قابل درک است اتومبیل خود محصول فرهنگ مدرن است. فرهنگی که مبتنی بر عقلانیت ابزاری و علم معطوف به تکنیک است. دوران مدرن که بر پایه فردیت و اصالت فردی بنا شده است. اتومبیل را به ابزار تکنولوژیک استقلال و آزادی افراد تبدیل کرده است، آدمی با اتومبیل خود به هرجا که بخواهد می رود و با در دست گرفتن فرمان اتومبیل آن را به سوی تمایلات خویش هدایت می کند این یعنی تجلی آزادی فردی که تجسمی تکنولوژیک یافته است. http://ssaemi.blogfa.com
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |

مخاطره آمیز ترین دوران زندگی از نظر ابتلا به سوء مصرف مواد، دورهٔ بلوغ و نوجوانی است. فرایند بلوغ یکی از بحرانی ترین دورههای زندگی هر فرد میباشد به طوری که این دوران، دوران طوفان و فشار خوانده شده است. باظهور بلوغ، مرحلهٔ نوجوانی آغاز میشود. نوجوانی دورهٔ انتقال (Transition) است. دوره ای که فرد قبل از اینکه خود را بیابد دچار اختلال یا اغتشاش در نقش خود (Role Confusion) و بحران هویت (Identity Crisis) میگردد. فردی که قبل از این به عنوان کودک به خوبی ایفای نقش میکرد، دربرخی از ابعاد تلاش مینماید نقش یک فرد بالغ را ایفا نماید. دراین دوره نوجوان در وضعیتی بین دو مرحلهٔ کودکی و بزرگسالی قرار گرفته و زیرفشار و انتظارات این وضعیت قرار دارد. ازطرف دیگر، تغییرات سریع جسمانی نوجوان سبب میشود تا احساس نامتناسب بودن نماید. این تغییرات فیزیکی منجر به اختلال تصویر فرد از خود (self image) میشود. این تصویرذهنی با تصویری که فرد ازخود در آئینه میبیند متفاوت است وشامل درک فرد از وضعیت جسمانی خود میباشد. بنابراین، تحول بلوغ و نوجوانی، تصویرذهنی نوجوان از جسم و هویت شخصی اش را تهدید میکند. نوجوان، در نظر گرفتن تجربیات گذشته وقبول تحولات بلوغ، هویت خویش را از نو بازسازی میکند. حتی مخالفت وستیز نوجوان باوالدین و عصیان دربرابر ارزشها و قدرتها ودخالتهای دیگران، برای تثبیت هویت وجدا نمودن هویت خویش از سایرین است. این عوامل یعنی اغتشاش نقش و نیاز به ایفای نقش به عنوان یک فرد بالغ،اختلال در تصویر فرد از خود و نیاز به پذیرفته شدن از طرف دوستان و استقلال،نوجوان را به رفتارهائی مانند سیگار کشیدن یاسوءمصرف مواد دیگر سوق میدهد. ● استراتژیهایی که اطلاعات،نگرشها و رفتار کودکان و نوجوانان در مورد مواد و مهارتهای تطابقی و اجتمای و نیازهای آنان را مورد هدف قرار میدهند، درحقیقت شایع ترین روشهای پیشگیری هستند. الف) دادن اطلاعات در مورد مضرات مصرف مواد: این برنامه براین باور استوار است که مصرف مواد به دلیل فقدان آگاهی صحیح از زیانهای مصرف مواد صورت میگیرد. اگر چه مطالعات نشان داده اند که استفاده از این روش به تنهائی تاثیر چندانی درکاهش اعتیاد ندارد، با این حال میبایست همواره به عنوان یکی از ( راههای اصلی مداخله دربرنامههای جامع پیشگیری، مورد استفاده قرار گیرد.) ب) تاثیر برارزشها و نگرشها ( تغییر نگرشهای مثبت و تثبیت نگرشهای منفی نسبت به مصرف مواد مخدر: نگرشها (attitudes) عبارتند از باورهای فرد درمورد نتیجه و عاقبت هرکار و ارزشی که فرد برای این نتیجه قائل است. نگرشها دلایل منطقی بروز رفتارهای هر فرد خاص میباشند. بدیهی است که قبل از شروع فعالیتهای پیشگیری، مطالعه وشناخت باورها و نورمهای هراجتماع اهمیت بسیاری دارد. مطالعات ثابت کرده اند که افرادی که نسبت به مواد نگرشها و باورهای مثبت دارند احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرشهای خنثی یا منفی دارند. لیکن تغییر یاایجاد نگرشهائی که به طور طولانی باقی بمانند کارآسانی نیست. تقویت نگرشهای منفی یا تغییرنگرشها از خنثی به منفی آسانتر از تغییرنگرش مثبت به منفی است. متاسفانه اغلب برنامههای آگاه سازی از مدارس شروع میشوند درحالی که کودکان را باید از سنین کوچکتر که هنوز باورهایشان به طور کامل شکل نگرفته است مورد هدف قرا داد. نگرشها و ارزشهائی که برپیشگیری از سوء مصرف مواد موثرند عبارتند از: ـ ارزشهای مذهبی ـ اولویت دادن به ارزشهای اجتماعی (Social values) به جای ارزشهای شخصی و فردی (personal values) ـ ارزش احساس مسئولیت فردی ـ ارزش سلامت فردی ـ هرمصرفی ممکن است منجر به اعتیاد شود. ـ عادی نبودن مصرف مواد ـ استفاده از ارزش دادن نوجوانان به ظاهر خود و پذیرفته شدن از طرف دیگران ـ قابل اعتماد نبودن افراد معتاد پ) آموزش مهارتهای اجتماعی و تطابق با استرسها مهارتهای اجتماعی یعنی «توانائی انطباق کافی در روابط بین فردی». این روش برتئوری یادگیری اجتماعی (social learning Theory) استوار است. براساس این تئوری، یادگیری اجتماعی باتقویتهای مثبت و منفی که فرد در نتیجهٔ رفتار خود کسب میکند و مشاهدهٔ رفتار دیگران و عواقب آن شکل میگیرد. به تدریج فرد توانائی پیش بینی عواقب رفتار خود و نگرش دیگران را در مورد رفتار خود کسب مینماید. این توانائی موجب تنظیم رفتار و درونی کردن تشویقها و تنبیهها و درنتیجه تغییر آن میشود. مطالعات مختلف نشان داده اند که آموزش مهارتهای اجتماعی میزان سوء مصرف مواد ورفتارهای وابسته به آن مانند پرخاشگری، انزوا، فرار از مدرسه وخانه و سرقت را کاهش میدهد. برخی از مهارتهای اجتماعی که کسب آن در پیشگیری از اعتیاد اهمیت دارد عبارتند از: مهارتهای ارتباطی (Communication skills)، توانائی اظهار نظر (assertiveness) توانائی مخالفت ورد کردن (rehearsal and resistance skills). بهترین روش برای آموزش مهارتهای اجتماعی استفاده ازتکنیک modeling میباشد که مبتنی بر تئوری یادگیری اجتماعی است. ت) آموزش مقاومت در مقابل فشارهای دوستان: ارتباط و دوستی با همسالانی که مبتلا به سوئ مصرف مواد هستند،عامل مستعد کنندهٔ قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد میباشد. طبق نتایج حاصل از تحقیقات در بیش از ۶۰ درصد موارد،اولین مصرف باتعارف دوستان و همسالان صورت میگیرد. به خصوص همسالان درشروع مصرف سیگار و حشیش بسیار موثرند. برای خنثی نمودن تاثیرنگرشها و فشارهای دوستان، از آموزش مقاومت در مقابل فشار دوستان استفاده میشود. درحال حاضر،استفاده از این روش بسیار متداول شده است، وهمراه با روش ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد به کار میرود. مطالعات نشان داده اند که استفادهٔ همزمان از این دو روش میزان بروز سوء مصرف مواد را کاهش داده و سن اولین مصرف را نیز به تاخیر میاندازد. با این روش، به کودکان و نوجوانان میآموزیم که چگونه و با چه پاسخهایا رفتارهائی خود را از موقعیتهای ناراحت کننده ای که در اثر فشار دیگران به وجود میآید،رها نمایند. ث) شناسائی افراد در معرض خطر و اقدامات لازم: عوامل شخصیتی مختلفی بامصرف مواد در نوجوانان ارتباط دارند. از این میان، بروز برخی از صفات بیشتر نشان دهندهٔ احتمال اعتیاد فرد در آینده هستند وبه طور کلی فردی را تصویر میکشد که با ارزشها یا ساختارهای اجتماعی (مانند خانواده، مدرسه، مذهب) پیوندی ندارد. این صفات عبارتنداز: کمبود اعتماد به نفس،طغیان گری،عدم پذیرش ارزشهای سنتی، تمایل شدید به کسب هیجان،تمایل شدید به انحراف،مقاومت درمقابل قدرت، نیاز به شدید استقلال، احساس عدم کنترل بر زندگی خود. علاوه برموارد فوق شواهد مختلفی از استعداد ارثی ابتلا به اعتیاد وجود دارد. برخی از اوقات فرد هنگام روبرو شدن با استرسهای گوناگون درمعرض خطر قرار میگیرند. ▪ انواع استرسها عبارتند از : ـ حوادث مهم زندگی ـ مشکلات روزمره ج) ارضای نیازهای اجتماعی و روانی نوجوانان خ) الگوبخشی و آموزش از طریق همسالان ستاد مبارزه با مواد مخدر |
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
«بچه های اعتیاد» لزوما معتاد نیستند. در تعریفی کلی ، بچه های اعتیاد کودکانی هستند که در محیط پرورشی خود (خانواده) با پدر و مادر یا یکی دیگر از اعضای معتاد خانواده خود همزیستی دارند. ظاهرا مثل بچه های خانواده های معمولی زندگی می کنند، مثل بچه های دیگر به مدرسه می روند، درس می خوانند، بازی می کنند و تحت ولایت و حضانت ولی یا اولیای معتاد خویش دوران کودکی و سنین رشد را پشت سر می گذرانند. در بسیاری از موارد وضع ظاهر این بچه ها در حد متعارف مطلوب و گاه حتی عالی است و کمتر می توان از ظواهر آنان حالت حقیقی و درونی شان را درک کرد. لایه فاسد تربیتی که بچه های اعتیاد را دربر گرفته است ، به حدی پیچیده و نامشهود است که تا موضوع اعتیاد مربی خانواده فاش نگردد، قابل رویت و ارزیابی نیست. کودکان شوربخت ساکن در چنین خانواده هایی که تقدیر شوم به آنان تحمیل شده است ، ناگزیرند خود را با شرایط متلاطم محیط منطبق سازند و دم نزنند. تقدیر شوم آنان را وادار ساخته تا در نخستین سالهای زندگی با نوسانات روحی و رفتاری ناشی از نشئگی و خماری والدین مواجه شوند و قبح استعمال موادمخدر که شعارهای روز منادی آن است ، از خاطرشان زدوده شود.کودکانی که در چنین شرایطی پرورش می یابند، ممکن است نیازمند تلاش برای تامین سازگاری و نظم باشند چه در غیر این صورت زندگی خانوادگی شان فاقد این دو عامل خواهد بود. وقتی ساختار و سازگاری (خانواده) از سوی والدین تامین نمی شود، کودکان راههایی را برای تامین آنها برای خودشان پیدا می کنند.کودکان در نوع مکانیسم هایی که برای انطباق با شرایط خانواده به کار می برند، با یکدیگر فرق دارند. بعضی نویسندگان و مشاوران معتقدند کودکان خانواده های دچار اختلال ، تعداد معدودی نقش بازی می کنند که به نظام خانواده آنها ظاهری منظم می دهد. ممکن است منابع جنسی ، اجتماعی ، عاطفی و روانی معدودتری در اختیار داشته باشند. منابع جسمی آنها ممکن است به این دلیل تحلیل رفته باشد که به علت کمبود خواب خسته اند چون فشارها را فرو خورده اند یا به این دلیل که مورد سوئاستفاده قرار گرفته اند. منابع اجتماعی نیز ممکن است محدود باشند. تردید نسبت به آوردن دیگر کودکان به داخل منزل یا مطرح کردن اطلاعاتی در خصوص خانواده ممکن است موجب اختلال در رشد روابط دوستانه شود. منابع عاطفی این کودکان هم در اثر رنج و ترس و خجالت ناشی از وضعیت بی ثبات زندگی ، مشکلات مالی ، قولهای وفا نشده ، تصادفات و مستی در ملائعام آسیب می بینند. حتی منابع روانی آنها ممکن است بر اثر کمبود حمایت والدین و به دنبال دشواری در بموقع حضور یافتن در مدرسه آسیب ببینند. کودکان در این شرایط می توانند از کمک و حمایت مشاوران بهره مند شوند. در ادامه به دیگر اثرات سوئ اعتیاد والدین بر کودکان به طور خلاصه اشاره می شود که به شرح ذیل است : استفاده مکرر والدین از داروهای تخدیرکننده و قفسه های باز این داروها، به هر حال کنکجاوی کودکان و نوجوانان را برمی انگیزد و سبب مصرف نابجای آنها می شود. محیط و جو نامطلوب خانواده بویژه خانواده از هم پاشیده ناشی از طلاق و مرگ یا غیبتهای طولانی والدین بدون وجود جانشینی مناسب که روند تربیت ، توجه و نیازهای عاطفی فرزندان را به عهده گیرد. تبعیض گذاشتن بین فرزندان و در نتیجه احساس و تجربه طردشدگی و ناخواسته بودن به وسیله یک یا هر دو والدین سستی و پایبند نبودن اعضای خانواده بویژه پدر و مادر به ارزشهای معنوی ، اخلاقی ، اعتقادی و مذهبی فقر خانوادگی بویژه عدم احساس امنیت مادی و معنوی در خانواده بی توجهی به نیازهای عاطفی و روانی کودک و نوجوان اعمال تنبیه ها و خشونت های شدید نسبت به فرزندان عدم اجرای انضباط صحیح در خانواده و عدم تناسب پاداش یا تنبیه با عمل انجام شده به وسیله کودک و نوجوان. ناتوانی والدین در تصمیم گیری و در نتیجه بی ثباتی خانواده در ابعاد گوناگون. سختگیری های بی مورد و اعمال جو حاکی از استبداد در خانواده و نبودن ارتباط سالم و محترمانه بین فرزندان با یکی یا هر دوی والدین. سرزنش ها و تحقیرهای مکرر والدین از فرزندان خاصه در حضور دیگران. عصبانیت فرزندان به علت مختص بودن بخشی از درآمد خانواده برای تهیه موادمخدر توسط والدین در حالی که باید در راه تغذیه ، بازی ، خدمات پزشکی و آموزش و پرورش فرزندان مصرف شود. استفاده از برچسب ها و القاب مخرب و نادرست که بار منفی دارند در مورد فرزندان یا خطاب به آنان مانند قلی ، تنبله ، قنبر خنگه و غیره. مراقبت های بیش از حد و محروم کردن فرزندان از مسوولیت پذیری و در نتیجه فردی غیرمسوول بارآمدن. بی توجهی ، غفلت و سهل انگاری والدین نسبت به درس و مدرسه فرزندان و بالاخره رشد و تعالی همه جانبه شخصیت آنان. تضاد در شیوه های تربیتی والدین و نحوه برخورد با فرزندان بویژه در مسائل ارزشی ، تحقیقات و مطالعات گسترده در زمینه زندگی خانوادگی معتادان نشان می دهد، آنان همانند دیگر منحرفان اجتماعی از نقطه نظر کیفیت محیط اجتماعی و ساخت خانوادگی و مهمتر از همه کیفیت روابط و ارزشهای خانوادگی با افراد معمولی جامعه به گونه های مشخصی متمایز و مجزا هستند. اعتیاد یک پدیده مخرب اجتماعی است ؛ زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آن تنها دامنگیر شخص معتاد نمی شود؛ بلکه همه افرادی را که به گونه ای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیکی دارند، فرامی گیرد، مخصوصا که فرد معتاد مسوول اداره یک خانواده و در نقش همسر یا پدر و مادر نیز باشد. اگر کودک در محیطهای آلوده به انواع انحرافات اجتماعی بویژه اعتیاد رشد کرده باشد، بی شک در برخورد با شرایط و موقعیت های دیگر مثل مدرسه یا هر محیط یا نهاد اجتماعی دیگر در جامعه احساس سرخوردگی ، یاس و تنهایی می کند. بنابراین علاوه بر وضع بد تحصیلی ، دارای مشکلات متعدد و شخصیتی چون خودکم بینی ، عدم اطمینان و اعتماد به خود، به دیگران و نظایر آنان می شود.لازم است مسوولان تعلیم و تربیت ، علما، روحانیون ، روانشناسان ، جامعه شناسان و سایر صاحب نظران ، شیوه های مقابله با این عوامل را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای والای حاکم بر جامعه ارائه دهند. از آنجا که بخش عمده ای از شخصیت کودک در سالهای اولیه زندگی شکل می گیرد، پیشگیری از اعتیاد را باید با تعلیم و تربیت صحیح که حاوی ارزشهای اخلاقی انسانی و معنوی در خانواده است ، همراه کرد و عوامل زمینه ساز و مساعدکننده اعتیاد را اعم از خانوادگی ، تحصیلی و اجتماعی از بین برد. مبارزه با عوامل محرک و مشوق اعتیاد مانند نارضایتی ها و استرس به مواد در این زمینه نقش بسزایی دارد. امید است با کمک تدابیر و تمهیدات کارآمد و برنامه ریزی های دقیق تر و جدیدتر از گذشته ، از یک سوئزمینه های مساعد گرایش به این مواد خانمان برانداز، هرچه زودتر از بین برود و از سوی دیگر با اقدامات اصولی تر و موثرتر در مورد شیوه های برخورد و مجازات قاطعانه قاچاقچیان اصلی و بویژه کنترل و بستن مرزها، این توطئه مهلک و خائنانه غرب و شرق به صاحبان اصلی آن بازگردد. روزنامه جامجم 
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
تاکنون طرح های بسیاری را در مبارزه با سوداگران مرگ تجربه کرده ایم ولی هیچ گاه نتیجه درستی از آن نگرفته ایم. همه ساله اقداماتی در خصوص مبارزه با قاچاقچیان موادمخدر در کشور صورت می گیرد که اگر این مساله استمرار داشته و قانونمند باشد می توان به نتیجه آن امیدوار بود; اما شل کن و سفت کن ها در این امر بسیار حیاتی موجب شده عاملین اصلی در طول مدت طرح خود را مخفی نگه داشته و آفتابی نشوند. برخی از مسوولان امر هراز گاهی طرح مبارزه و دستگیری سوداگران مرگ را در دستور کار قرار داده و رعب و وحشت در دل آنها می کارند اما متاسفانه پس از چند روز این ضرب الا جل فروکش کرده و به فراموشی سپرده می شود. مشخص نیست طراحان چنین طرح هایی چرا در طول سال این مساله را دنبال نکرده و به طور مستمر این کار را دنبال نمی کنند تا سوداگران مرگ بدانند این گونه مبارزات همیشه در دستور کار بوده تا خواب آشفتگان آشفته تر شود. آیا مسوولا ن محترم مبارزه با موادمخدر فکر نمی کنند با انجام عملیات مقطعی هیمنه خود را زیر سوال برده و با شل کن و سفت کن های خود عملیاتی کردن چنین طرح هایی را در بین قاچاقچیان لوث و بی اثر می نمایند؟ در طرح مبارزه با سوداگران مرگ که از هفته پیش آغاز شده اگر توجه شود، مشتی خرده پا دستگیر شده اند که اگر پای درد دل آنها بنشینیم، آنها خواهند گفت که بیکار هستیم و با توزیع موادمخدر در بین معتادین پول توجیبی خود را در می آوریم و این عمل را فقط بهتر از سرقت می دانیم. تجربه این گونه طرح ها که یک شبه تصمیم گیری شده و اجرایی می شود به مصداق «پیدا کن پرتقال فروش را» گویا قرار نیست عاملین اصلی و واردکنندگان موادمخدر هیچ گاه در چنگال قانون گرفتار شوند یا اگر هم دستگیر شوند آن قدر پول دارند که حتی یک شب هم در بازداشت به سر نبرند! اگر مسوولا ن هیاتی را برای بررسی و شناسایی دستگیرشدگان در نظر بگیرند و آنها با این افراد به گفت وگو بنشینند، درمی یابند که اکثر آنان افرادی هستند که اگر شغلی برای آنها فراهم شود هیچ گاه مرتکب چنین اعمالی نمی شوند. اکثر آنها از خانواده هایی هستند که درآمدشان کفاف زندگی را نمی دهد و به همین خاطر ساده ترین راه و نزدیک ترین مسیر برای درآوردن پول توجیبی خود را فروش مواد مخدر می دانند و بسیاری از آنها چون خود معتاد هستند در این داد و ستد اول خود را به قول خودشان می سازند و بعد دیگر معتادان را. گویا مافیای موادمخدر یعنی همان «دانه درشت ها» از تیررس نیروی انتظامی دور هستند. در این که نفس عمل برخورد با این موضوع بسیار خداپسندانه بوده و اجرای چنین طرح هایی دعای خیر مردم را به دنبال دارد، هیچ تردیدی وجود ندارد و قابل ستایش است، اما بدون دستگیری عاملین اصلی، ریشه کنی این معضل خانمانسوز فکری عبث خواهد بود. گویا مافیای اقتصادی و موادمخدر نباید در مظان اتهام بوده و گرفتار شوند بلکه این خرده پاها هستند که تاوان و خون بهای آنان را می پردازند. متاسفانه آفتابه دزدها همواره در چنگ قانون اسیرند اما چرا برخی سارقین بیت المال و زراندوزان میلیاردی در کمال آرامش زندگی کرده و از هر گونه گزندی در امان باشند؟ در خصوص اراذل و اوباش هم سال ها بود که عده ای بی شخصیت، بی هویت و از خدا بی خبر زورگو با اعمال ننگین خود خون مردم را به شیشه کرده بودند تا این که در هنگام اجرای طرح سهمیه بندی بنزین به فکر مبارزه و دستگیری آنان افتادیم. در صورتی که این عمل شایسته و زیبنده نظام اسلا می می بایست سال ها قبل اتفاق می افتاد. حال که موادمخدر آن هم از نوع صنعتی آن به وفور وارد کشور شده و در لا براتوارهای داخلی هم ساخته می شود و گوی سبقت را از موادمخدر سنتی ربوده است و می رود تا تاروپود جامعه را از هم بپاشد. می طلبد که با تمام قوا و به طور مستمر به جنگ آن رفت. نویسنده : محمود افشار روزنامه مردم سالاری
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
حتما روبانهایی را
که به صورت نمادین برای ابراز حمایت و پشتیبانی در
مورد بیماریها و یا موضوعات مختلف دیگر ، توسط
افراد مختلف به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار
میگیرند ، دیدهاید. روبان قرمز ایدز و یا
روبان صورتی سرطان سینه ، از مشهورترین این
روبانهای «آگاهیدهنده» هستند. این روبانها
در غرب و در کشورهای آمریکا ، کانادا ، انگلیس و
استرالیا به فراوانی از سوی گروههای مختلف مورد
استفاده قرار میگیرند. مردم این روبانها را در
روزهای و مناسبتهای خاص به لباسشان وصل میکنند و
یا به چیزهایی مثل آنتن اتوموبیلها ، میبندند.
گاهی هم روبانهای بسیار بزرگی تهیه میشوند که
افراد آنها را از مثلا از درختها و پلها آویزان
میکنند. روبانها به صورت برچسب و همچنین
آهنربایی هم تهیه میشوند که به این ترتیب می
توانند به وسایل نقلیه متصل شوند. در زیر لیست
جالبی از روبانهای آگاهیدهنده را خواهید
دید:
|
روبان |
رنگ
|
معنی |
|
|
روبان
سفید |
پرهیز از خشونت
جنسی سرطان ریه |
|
|
روبان
زرد |
آگاهی و پیشگیری از
خودکشی بیماری اندومتریوز |
|
|
روبان
آبی |
آگاهی از سوء
استفاده از اطفال سرطان پروستات جمعیت ضد
دخانیات کاناداد و مبارزه با سیتگاری غیرفعال
شدن
|
|
|
روبان
Jade |
گسترش آگاهی از
هپاتیت B و سرطان
کبد |
|
|
روبان
ارغوانی |
سارکوئیدوز بیماری
هانتینگتون لوپوس سرطان
پانکراس |
|
|
روبان Periwinkle
|
پرفشاری
ریوی |
|
|
روبان آبی و
صورتی |
سرطان التهابی
سینه مرگ و میر اطفال |
|
|
روبان
قرمز |
ایدز بیاشتهایی
عصبی اعتیاد |
|
|
روبان
خاکستری |
دیابت |
|
|
روبان
صورتی |
سرطان
سینه |
|
|
روبان به شکل
پازل |
اوتیسم |
|
|
روبان سبز و
آبی |
بهداشت
روانی |
|
|
روبان
سبز |
پیوند و اهدای
عضو بیماری لایم |
|
|
|
سرطان
تخمدان تجاوز جنسی سندرم تخدان
پلیسیستیک |
|
|
روبان
بنفش |
لنفوم
هوچکین |
منبع :
ویکیپدیا
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
|

در نگاه اول وب سایت و وبلاگ شبیه هم به نظر می
رسند، اما دقیق تر که می شویم تفاوت های زیادی را
بین این دو می بینیم. وب سایت " جایگاهی در
اینترنت است که در آن می توان اطلاعاتی را در مورد
سازمانها، شرکت ها و افراد بدست آورد. وبلاگ" وب
سایت پویایی است که متعلق به شخص یا اشخاصی است و
در برگیرنده اطلاعاتی راجع به موضوع یا موضوعات
گوناگون است". پذیرفتن این تعریف ها می تواند
شروعی برای مقایسه این دو باشد؛ بدین منظور، ابتدا
به مشابهت ها و سپس به تفاوتها می پردازم.
●
مشابهت های وب سایت و وبلاگ: ۱)
هردو جایگاهی در فضای سایبری(Cyberspace) هستند و
URL منحصر به فردی دارند ۲) هر دو برای انتشار
اطلاعات و دادهها در فضای سایبری به کار می روند.
۳) محتوای هر دو اطلاعات است و کارکرد اطلاع
رسانی دارند. ۴) وبلاگ هم نوعی وب سایت است.
● تفاوتهای وب سایت و وبلاگ: ۱) وب
سایت ها عمدتا رسمی هستند، اما وبلاگها عمدتا"(یا
به کلی) شخصی اند. ۲) بروز کردن وب سایت ها
نسبت به وبلاگها، نیازمند وقت بیشتری است. ۳)
وب سایت ها از نظر طراحی ساختار پیچیدای دارند، در
حالی که وبلاگها ساده تر ند. مثل لباس رسمی و
راحتی می مانند. ۴) وب سایت ها به موضوعات
خاصی می پردازند، در حالیکه وبلاگها تمام وقایع
ریز و درشت زندگی را پوشش می دهند. ۵) گفتمان
حاکم بر وب سایت ها رسمی است، ولی وبلاگها گفتمانی
غیر رسمی دارند. ۶) وب سایت ها معمولا ارتباط
یک سویه و و بلاگ ها عمدتا" ارتباط دو سویه با
بازدید کنندگان برقرار میکنند. ۷) وب سایت ها
برای مالکانشان هزینه اقتصادی دارند، در حالی که
بیشتر وبلاگها برای بلاگرها رایگان هستند. ۸)
در وب سایت ها می توان صحبت از محدودیت و سانسور
کرد، در حالی که وبلاگها از این نظر بسیار آزاد
تردند. ۹) وب سایت ها گرایش به سکون و نظم و
وبلاگها گرایش به پویایی و بی نظمی دارند. ۱۰)
وب سایت ها حال و هوای مدرن و وبلاگ ها حال و هوای
پست مدرن دارند. ۱۱) راه اندازی وب سایت ها
نسبت به وبلاگها به زمان بیشتری احتیاج
دارد.(البته نه برای مهندسان IT) ۱۲) وب سایت
ها نمود عقلانیت و وبلاگ ها نمود احساس اند.
۱۳) بروز رسانی در وب سایت بیشتر به شکل ایجاد
صفحات جدید و در وبلاگ به صورت تولید محتوا صورت
می گیرد. ۱۴) در وب سایت ها معمولا" اطلاعات
بروز رسانی، ثبت نمی شود. در وبلاگها ثبت اطلاعات
بروز رسانی اهمیت ویژه ای دارد. ۱۵) بروز
رسانی وب سایت ها مخصوص افراد حرفه ای است، در
حالی که بلاگر ها بدون دانش فنی وبلاگهای خود را
بروز می کنند. ۱۶) وب سایت ها محل مناسبی برای
شکل گیری گروهها و اجتماعات مجازی نیستند، برعکس،
وبلاگها محیط مناسبی برای این منظورند. ۱۷)
کنترل وب سایت ها در اختیار مالکان آن است، ولی
بلاگر ها کنترل جزئی بر وبلاگ دارند. در واقع
کنترل آنها تابع یک کنترل بزرگتر توسط صاحبان
Domain و مدیران کلان وبلاگ است. البته این مورد
برای وبلاگهایی که مالکیت Domainآنها شخصی است،
صدق نمی کند. و بالاخره اینکه محتوای وب سایت
ها در درون صفحات نسبتا" زیادی قرار دارد. برعکس،
محتوای وبلاگ ها عمدتا" در صفحه اول و قابل مشاهده
متمرکزند. وب سایت ها مثل خانه های مجللی می مانند
که ورود به آنها با تشریفاتی همراه است. وبلاگها
کلبه های ساده و با صفایی هستند که در آنها به روی
همه گشوده است. شما میهمانان سایبری کدام یک را
بیشتر می پسندید؟
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
|
چكيده اين نوشتار در صدد است تا
تبيينى تاريخى و مفهومى فشرده از روشنفكرى در غرب را ارائه كند. بدين منظور نخست
نقطه مقابل آن؛ يعنى جهان بينى مسيحيت قرون وسطى توصيف شده است و سپس تحولات فرهنگى
اجتماعى اواخر قرون وسطى كه زمينه ساز نهضت تجديد حيات فرهنگى (رنسانس) و اصلاح
دينى (پروتستانتيزم) و بالاخره انقلاب علمى بودند، بيان گرديده و پس از ارائه
گزارشى فشرده از نهضت تجديد حيات فرهنگى، نهضت اصلاح دينى و انقلاب علمى به عنوان
عوامل تكوّن عصر روشنايى و روشنفكرى، به خود روشنفكرى، اهداف، ويژگيهاى روشنفكرى و
روشنفكران پرداخته شده است. جهت ارائه بحثى انتقادى در اين زمينه، نقد هگل از
روشنگرى كه در كتاب پديدارشناسى روح مطرح شده است نيز گزارش مى گردد.
قبل از پرداختن به نقد هگل
از روشنگرى، ابتدا روند روشنگرى در آلمان و مراحل مختلف آن توصيف و سپس نقد هگل از
روشنگرى در دو مرحله مطرح شده است:
الف) نقد او از موضع سلبى
روشنگرى نسبت به ايمان مذهبى.
ب) نقد او از دستاوردهاى
ايجابى روشنگرى.
هگل در مجموع روشنگرى قرن
هيجدهم از نوع فرانسوى آن را روشنگرى كاذب و سطحى مى شمرد. اما قبل از پرداختن به
نقد هگل از روشنگرى، چگونگى و جايگاه روشنگرى در آلمان را بررسى مى كنيم و پيشاپيش
خاطرنشان مى كنيم كه پديده روشنگرى در آلمان آن روزگار مانند پديده روشنگرى در
ايران امروز، امرى وارداتى، اجنبى و نامطلوب تلقى مى شده است.
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
ادامه مطلب
|
 |
|
 |
|
انسان
در تمام دوران زندگی خویش در حال یادگیری است و این آموختن گاه به خانواده
و اجتماع و زمانی به برخی از نهادها و سازمانها سپرده می شوند چون بحث کلی
موضوع خانواده است و ارتباط خانواده ونقش آن در ابراز محبت و مهرورزی است
و جایگاه آن را مورد بحث قرار می دهیم :
خانواده
نخستین جایگاهی است که کودک در ان گام می نهد واگر درست عمل کند عامل
بسیار مهمی در پرورش مهارت های زندگی محسوب میشود تجربه های بعدی کودکان
در محیط مدرسه فراهم میشود و مورد سنجش قرار میگیرد 0
یادگیری
باید از همان کودکی همه ابعاد زندگی را پوشش دهد به همین دلیل است که در
کشورهای توسعه یافته به موازات علوم و فنون جنبه های مختلف چون توسعه خود،
رشد هیجانی و عاطفی و مهرورزی ، نوع دوستی ،محبت به دیگران ، امیدواری به
زندگی مورد توجه قرار میگیرد . خانواده مهمترین
عامل در شکوفایی فردی می باشد و فرد با عشق و حوصله و اشتیاق می فهمد ،
تجربه می کند و از این رو موفقیت هایی را کسب می کند زیرا نشاط و انبساط و
مهرورزی در خانواده موجب شکوفایی استعداد ها شده و انسان شاداب ، پویا و
پر تحرک به زندگی امیدوار گردیده و برای رسیدن به اهداف خود سرسختانه تلاش
می کند . مهمترین مولفه در خانواده شاد بودن امید
به زندگی است و بین شاد بودن و امید به زندگی یک رابطه مستقیم و دو طرفه
وجود دارد و به این معنی که هر چقدر انسان شاداب و با نشاط باشد ،
امیدواری او نسبت به آینده و زندگی خود بیشتر است و هر چقدر امید به زندگی
در انسان قویتر باشد با شادی و نشاط بیشتری زندگی خواهد کرد . یکی از
اهداف خانواده ها در مهرورزی فرآیند خوب زیستن است اگر شادی و نشاط در
خانواده نباشد زیستن برای یادگیری و یادگیری برای زیستن محقق نخواهد شد .
افزایش روز افزون آسیب های روانی – اجتماعی از قبیل خودکشی –
خشونت ، اعتیاد و اختلالات روانی و غیره افراد خانواده ناشی از گسیختگی و
عوامل بیشماری از جمله عدم محبت به کودکان به شمار می رود ، که در این
خصوص عوامل مهم دیگر از جمله اجتماع نیز در دامن زدن به آنها موثر می باشد
. کمبود محبت و مهرورزی در خانواده متغیرهای فردی از جمله عزّت نفس پایین
، فقدان مهارت های اجتماعی ، فرار و اعتیاد را به دنبال دارد نقش
متغیرهای فردی در ایجاد و تداوم آسیب ها انکار نا پذیر است و افرادی که در
خانواده ای پر از عواطف و محبت به دور از افراط و تفریط زندگی می کنند
کمتر دچار آسیب های اجتماعی می شوند . نیاز به انس و الفت و مهر و محبت ،
تمایل به بقا و استمرار نسل و ارضای تمایلات جنسی همه از عواملی هستند که
اساس زندگی خانواده را تشکیل می دهند . بدون تردید پس از گذشت مدت زمانی
از آغاز ازدواج مسائلی بین زن و مرد به وجود می آید که پیوند آن دو را با
یکدیگر کمی دچار تزلزل می سازد و در نتیجه سردی و نقار جایگزین صفا و
صمیمیت اولیه می گردد . اما اگر زن و شوهر مقیدبه اصول اخلاقی که منبعث از
ایمان به خداوند متعال است باشند و به جای برخورد با سردی و بی تفاوتی ،
کما کان صفا و صمیمیت میان آن دو تا پایان عمر استمرار خواهد یافت زن و
شوهر عاقل و واقع گرا اگر متخلق به اصول اخلاقی باشند با تحمل و شکیبایی و
اغماض از خطاهای یکدیگر می توانند صفاو صمیمیت گذشته را کما کان حفظ کنند
. زن و مرد خردمند در می یابند که هیچ کدام از آنان عاری از عیب ونقص نیست
و این درک موجب میشود با یکدیگر سازش و سازگاری بپردازند و هرگز در برابر
هم نایستند . عده ای از خانواده ها گمان می کنند با
تهیه بهترین منازل و عالیترین تجهیزات زندگی اعم از وسایل رفاهی و نقلیه
می توانند صفا و صمیمیت خانوادگی را افزایش دهند در پرتو مال و ثروت هرگز
نمی توان دلهای مردم را جذب کرد . تنها عاملی که می تواند قلوب بچه ها و
دیگران را تسخیر کرد محبت و مهرورزی و پای بند به اصول انسانی و اخلاقی
است . همه واقف هستیم که رمز پیروز ی و موفقیت رسول اکرم (ص) در
نشر فرهنگ اسلامی و توسعه و گسترش آن اخلاق کریمانه و محبت آن حضرت بوده
است به طور ی که خدای متعال به پیامبر می فرماید : اگر کمی تندی و غلظت
داشتی هر آینه همه مردم از اطراف تو پراکنده می شدند .
خانواده
ها باید توجه داشته باشند که اولین مدرسه کودکان محیط خانوادگی است و
اولین معلمان این مدرسه پدران و مادران هستند و می دانیم که همه کودکان با
سرمایه های فطری و خداداد متولد می شوند و هیچ نوع انحراف و کژی آشنا
ندارد . اولین نهادی که موجب انحراف و روحیات فطری کودکان می گردد ، محیط
خانواده است ، همانطور که می تواند موجب رشد و تعالی آنان می شود .
خانواده ای که فاقد صلاحیت اخلاقی است بزرگترین ضرر و زیان را متوجه
کودکان معصوم و بی گناه می سازد و پدران و مادران
باید ابتدامتخلق به اصول اخلاقی گردند . پیامبر اکرم (ص) فرمود : به
کودکان با محبت رفتار کنید و با آنها به احترام رفتار کنید و بهترین شما
کسی است که زفتار او با خانواده اش نیکوتر باشد . توجه داشته باشیم در
زندگی ماشینی امروز لطمه ای که به کانون خانواده خورده این است که زنان و
مردان در محیط شغلی و کاری با همگان به خوشی و ملایمت و اخلاق نیکو و محبت
و مهرورزی به یکدیگر برخورد کنند ولی یک هزارم این تواضع و مهربانی را
درمحیط خانوادگی در ارتباط با همسر و فرزندان خود ابراز نمی دارند و این
بی توجهی ، بی توجهی می آورد ، چنانکه مهر ورزیدن هم، محبت را گسترش می
دهد رشد و انحطاط هر قوم و ملتی تا حدود زیادی به
خانواده مربوط است و به خاطر اهمیت این است که اسلام توصیه به حفظ آن دارد
: قوا انفسکم و اهلیکم (سوره تحریم آیه 6 )
خانواده
مهمترین عامل سازندگی یا ویرانی بنای رفتار، ذهنی ، روانی و بزرگترین عامل
تکوین شخصیت اوست. نوع تربیت ، نظم معیشتی و ساز ماندهی خانواده در رشد یا
عدم رشد ، شرافت ، انحطاط کودک موثر است .
راز اثر بخشی خانواده را باید در جّو و محیط آن جست و جو کرد، جّوی که در آن غم وشادی ، لذّت –نفرت
و رغبت ،قهر و مهر در کنار هم آمیخته با یکدیگرند و از سوی دیگر والدین از
دیدی عامل محبت هستند و از جهتی عامل اجرای عدالت و انضباط و هنگامی که
محبت و انضباط در هم آمیزد ،معجزه تربیت و نفوذ به وقوع خواهد پیوست و
سرانجام از جهت سوم ،خانواده برای کودک محیطی اجتناب ناپذیر است و زندگی
او در دراز مدت زمینه ساز تشکل سازشی و عادت ساز در کودک خواهد بود .وجود
کودک و مهرورزی به آن سبب سازندگی اوست و اندیشه و رفتارش در آن محیط چنان
رنگ و صورت می گیرد که اثری مادام العمر در او خواهد داشت .
بررسی
های روانکاوان نشان می دهد که سازندة انسان ،تجارب دوران کودکی اوست و
اعمال نظر خانواده بر کودک ،رفتار ،صفات و حالات دوران بزرگسالی او را تحت
تاثیر قرار می دهد .خانواده مهمترین نهاد تغذیه کننده جامعه است و این
نفوذ تا حدی است که جامعه شناسان ،جرم شناسان،حقوق دانان ،روان شناسان
اجتماعی و مربیان ،شرافت یا انحراف ،جامعه را نشأت گرفته ازخانواده می
دانند .نابسامانی در خانواده ممکن است به صورت های زیر ظهور کند :
الف-نابسامانی در چهره عاطفی که ناشی از کمبود محبت ،افراط در محبت ،تبعیض در خانواده ،سرد یها و بی تفاوتی ها .
ب:ناسامانی
در روابط خانواده به صورت بی بند و باریها در روابط همسری در حضور فرزندان
،در گیری و نزاع والدین در حضور کودک ،کثرت فرزندان و سوءتربیت و یا عدم
توان والدین در اداره فرزندان به هر صورت و علّت .
پ
-نابسامانی ناشی از شکل انضباط در خانواده مثل اعطای آزادیهای بی قید و
شرط به فرزندان ،خشونت والدین در مرحله تنبیه ،عدم تعادل آنها در رفتار و
کردار.
ت-نابسامانی
ناشی از نظام کنترل و برخورد ،مثل خانواده ای که در ان ثباتی منطقی حاکم
نباشد ،خانواده ای که والدین در آن حضور دائم و مناسب نداشته باشند و یا
پدر و مادر بیماری مزمنی دارند و توان سرپرستی نیست و کودک از آن سوء
استفاده میکند.
ث-
گاهی نابسامانی دارای صورت اقتصادی است،مثل خانوادة بسیار فقیری که زوجین
توان تحمل آن فقر را ندارند و در حضور کودک آه و ناله سر در می آورند و یا
خانواده ای که به علت کار و اشتغال زیاد به فرزندان نمی رسند .
ج-نابسامانی
گاهی مربوط به محیط و منطقه زندگی است مانند خانواده ای که در منطقه بدی
زندگی می کنند و فرزندان از امنیت مربوط به شرافت برخوردار نیستند یا
خانواده ای که در مسکن نامناسبی در یک اطاق زندگی میکند و یا خانواده ای
خوش نشین و یا در حال کوچ نشینی و مهاجرت
چ-گاهی نامناسبی ناشی از انحراف و فساد والدین است مانند خانواده ای که در آن پدر و مادر یا هر دو آنها دچار اعتیاد باشند.
ح-نابسامانی
ناشی از جداییها و از هم گسستی ها مثل خانواده ای که در آن طلاق اتفاق
افتاده باشد ،یا متارکه صورت گرفته باشد و فرزندان روابط عادی با والدین
ندارند و یا پدر و مادر یا هر دوی آنها از دنیا رفته اند .
خ-نابسامانی
ناشی از احساس آوارگی برای کودک مثل زندگی با ناپدری .سختگیر و پرخاشگر و
یا زندگی با نامادری سختگیر و یا آوارگی کودک به علت عدم وجود مسکن
مناسب.و ...
کمبود محبت –خانواده
ای که در آن محبت به اندازه کافی نباشد ،نابسامان است اولین نخستین شور و
احساسی که در این افرادمحو می شود ،احساس رحم وعطوفت دربارة دیگران و پدید
آیی ترس و وسواس ،عقده حقارت و حتی وداع با محبت است .عوارض کمبود محبت به
صورت بی عاطفگی ،بی رحمی ،افت تحصیلی ،بی باکی ،سرقت ،انحراف و فحشاء می
باشد.
تحقیقات نشان داده است که اکثر افراد مرتکب لغزش و انحراف در سنین خردسالی ،اشکالاتی در زندگی خانوادگی داشته اند و ریشه دزدیهای کوچک و بزرگ ، در کودکان و نوجوانان کمبود محبت است.
به
این نکته اشاره کنیم که افراط در محبت نیز جلوه ای دیگر از نابسامانی و
موجب عوارض رفتاری و اخلاقی ،مثل خود خواهی ،پر توقعی ،کمرویی،پناه
جویی،زود رنجی ،ناز پروردگی و عوارض دیگر است ،ولی در نهایت صدمه و آسیب
آن کمتر از کمبود محبت است.تحقیقات دیگر نشان می دهد کودک بزهکار شهری
بیشتر از خانواده ای از هم گسسته بوده اند .شاگردان مدرسه که از خطر
ناکترین تبهکاران بودند،به خانواده نابسامان و ناهنجار تعلق داشته
اند.طلاق و جدائی از عمده ترین علل بیماری روانی در کودکان است.
تحقیقات
بعدی نشان می دهد درباره آثار و عوارض متارکه نشان داد که جراحات عاطفی به
صورت عصیان ،سرکشی و عدم توان موضعگیری در برابر مشکلات است.
تذکر
و توصیه:خانواده مهمترین نهاد اجتماعی می باشد و وضع متزلزل جهان امروز را
چیزی جز اصلاح خانواده و آغاز از خانواده نمی تواند در مان کند ،اگر چه
نتایج آن در دراز مدت به دست می آید . محبت و مهرورزی به کودکان در حد
لازم سرنوشت آنها و حیات فردی و اجتماعی آنها را در آینده تضمین میکند و
اگر محبت و مهرورزی با هم در آمیزد ،معجزه تربیت و نفوذ به وقوع خواهد
پیوست .
در
این برنامه ریزی و اقدام باید تکیه اساسی بر روی خانواده متمرکز باشد که
محبت و مهرورزی در خانواده موجب سربلندی و یا سرافکندگی کودکان در آینده
می شود.
امید است این راه کارها برای همه خانواد ه ها و آتیه فرزندانمان مفید واقع گردند .انشاءلله
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
"زوج هايي
که قبل از
ازدواج رابطه
ي جنسي داشته
اند، در
زندگي
زناشويي خود
دچار مشکل
خواهند شد."
اين جمله از
زبان يك
کارشناس
ازدواج و
رئيس موسسه ي
پويايي شناسي
خانواده خطاب
به شنوندگان
کثيري از
افراد متاهل
مي باشد. از
طريق کارهاي
موسسه ي
پوياشناسي
خانواده روي
هزاران زوج،
متوجه شده
ايم که نتايج
احساسي روابط
جنسي پيش از
ازدواج، در
اکثر موارد،
روي بيشتر
جنبه هاي
زندگي
زناشويي
افراد تاثير
منفي مي
گذارد.
بيش از نيمي
از افرادي که
امروزه
ازدواج مي
کنند، سابقه
ي روابط جنسي
خود را وارد
زندگي
زناشويي خود
مي کنند. و
به نظر من
فقط با صحبت
کردن درمورد
اين مشکلات
کاري از پيش
برده نمي
شود، و
مشکلات اين
ازدواج ها حل
نخواهد شد.
پس با اين
مشکلات چه
بايد کرد؟
دراينجا
توصيه هايي
براي شما زوج
هاي عزيز
آورده ايم،
که به زوج
هاي بسياري
کمک کرده
است. اين
مقاله را با
ما دنبال
کنيد، شايد
با کمک گرفتن
از اين
راهنمايي ها،
مشکلات شما
نيز برطرف
شود.
1. اعتراف
کنيد
اعتراف کردن
نه تنها براي
روح، بلکه
براي
ازدواجتان هم
خوب است. اگر
همسرتان
نداند که شما
قبل از
ازدواج با
او، با کس
ديگري نيز
رابطه ي جنسي
داشته ايد،
مطمئن باشيد
که دوست دارد
بداند. او
همچنين بايد
بداند که آيا
همين مسئله
دليل کشمکش
هاي موجود در
روابط جنسي
خودش با
شماست، يا
خير. اگر شما
خواهان
صميميتي
واقعي با او
هستيد، پس
بايد همه چيز
دررابطه با
خودتان را با
او در ميان
بگذاريد.
همسرتان
احتمالاً با
شنيدن اين
مسئله خيلي
ناراحت و
رنجيده خاطر
خواهد شد. من
نگفتم کار
ساده اي است
و او راحت با
آن کنار
خواهد آمد.
مطمئناً
مشکلات و
درگيري هايي
بينتان ايجاد
خواهد شد.
اما اگر
بخواهيد
مشکلات مربوط
به صميميت در
روابط جنسي
خود را برطرف
کنيد، بايد
اسرار مربوط
به گذشته تان
را با
همسرتان در
ميان
بگذاريد.
البته منظورم
اين نيست که
همه ي جزئيات
مربوط به
گذشته ي خود
را پيش او
بريزيد، فقط
گفتن مسائل
اصلي کفايت
مي کند. فقط
به اندازه اي
که خودش
ميخواهد
بداند، با او
در ميان
بگذاريد. با
اينکار به او
نشان خواهيد
داد که هيچ
چيز را از او
مخفي نکرده
ايد.
زندگي
زناشويي که
در هيچ رازي
در آن وجود
نداشته باشد،
مي تواند از
پسِ همه ي
موانع و
مشکلات
برآيد. پس
اولين قدم
براي غلبه بر
گذشته ي
جنسيتان، اين
است که
همسرتان را
از آن مطلع
کنيد. البته
بايد از
همسرتان هم
همين توقع را
داشته باشيد،
چون اين
مسئله کاملاً
دوطرفه است.
2. تفاوت
ايجاد کنيد
گاهي افراد
درحالي
ازدواج مي
کنند که در
گذشته با
افراد ديگري
رابطه ي جنسي
داشته اند.
حتي اگر
بدانيد که
همسر شما نيز
مثل خودتان
در گذشته
چنين عملي را
مرتکب شده
است، باز هم
مقابله با
اين احساس
گناه و خيانت
بسيار دشوار
است.
دليل اينکه
با شنيدن اين
مسئله ناراحت
و رنجيده
خاطر مي
شويم، به
خاطر حسي است
که خداوند در
همه ي ما
قرار
داده—اينکه
مي خواهيم
طرف مورد نظر
تمام و کمال
متعلق به ما
باشد. همه ي
ما مي خواهيم
که خصوصي
ترين لخظات
زندگي
همسرمان با
ما گذشته
باشد و
تجربياتي را
با ما
بگذراند که
از هر لحاظ
متفاوت باشد
و به هيچ وجه
شبيه به
تجربياتي که
با ديگران
گذرانده
نباشد.
زماني که
متوجه مي
شويم فرد
ديگري عميق
ترين و پنهان
ترين قسمت
وجودي
همسرمان را
تجربه کرده
است، احساس
ميکنيم به ما
خيانت شده
است. احساس
مي کنيم کسي
چيزي را که
فقط متعلق به
ما بوده از
ما دزديده
است. و به
هيچ وجه دوست
نداريم
همسرمان را
با کسي شريک
شويم، حتي
اگر جريان به
سالها قبل
برگردد.
بنابراين،
بايد اين حق
امتياز را به
همسرمان هم
بدهيم. بايد
سعي کنيم
لحظاتي را با
او بگذرانيم
که هيچ کس
ديگري قبلاً
با او تجربه
نکرده است.
به اين
بينديشيد که
چرا بين اين
همه نفر،
همسرتان را
براي ازدواج
انتخاب کرده
ايد و چه چيز
باعث مي شود
که ازدواج
شما خاص و
منحصر به فرد
باشد. به
دنبل چيزهايي
باشيد که
براي اولين
بار براي هر
دوي شما
اتفاق مي
افتد که
تابحال
هيچکدام از
شما آن تجربه
را با فرد
ديگري
نگذرانده
ايد.
3. به
رابطه ي بين
زندگي جنسي و
سلامت احساسي
خود دقت
بيشتري داشته
باشيد
زندگي جنسي
شما نشانگر
سلامت کلي
شما در رابطه
تان است. اگر
با تصور
رابطه جنسي
با همسرتان
احساس آرامش
و راحتي مي
کنيد، به اين
معناست که
رابطه تان در
وضعيت خوبي
قرار دارد.
اما اگر در
اين رابطه
تفکراتي منفي
داشته باشيد،
به استثناي
مشکلات جسمي
دوره اي، در
اکثر موارد
به اين
معناست که
شما و
همسرتان از
نظر احساسي
بسيار از هم
فاصله داريد.
زماني که
رابطه ي شما
در وضعيت
خوبي قرار
داشته باشد،
ايجاد رابطه
ي جنسي نتيجه
ي آن خواهد
بود. هر دوي
شما احساس
امنيت و
آرامش خواهيد
کرد و اين
رابطه جنسي
باعث بهبود
وضعيت سلامتي
روحي و
احساسي شما
خواهد شد.
حتماً در همه
ي موارد
اهميت سلامت
جنسي و
احساسي خود و
همسرتان را
در نظر
بگيريد و
مطابق با آن
رفتار کنيد.
با اينکه اين
موارد نمي
تواند بهبودي
آني در روابط
شما ايجاد
کند، اما به
عقيده ي من
سريعترين راه
حل هاست. زوج
هاي زيادي از
اين راهکارها
استفاده کرده
و موفق بوده
اند. مطمئن
هستم براي
شما نيز اثر
بخش خواهد
بود. پس
امتحان کنيد!
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
رييس مرکز آمار ايران از کمبود يک ميليون و
٦٠٠ هزار خانه در کشور خبر داد.
محمد مدد در جمع خبرنگاران از افزايش سن ازدواج در
کشور خبر داد و گفت: مطابق نتايج سرشماري سال
گذشته، سن ازدواج در مردها ٦ دهم سال و در زنان
٨ دهم سال نسبت به سال ٧٥ افزايش يافته است.
وي ادامه داد: بر اساس سرشماري سال قبل، تقاضا
براي ازدواج نسبت به گذشته کمتر نشدهاست و در
حالي که در سال ٧٥، ٥٩ درصد بانوان ازدواج
کردهاند، در سال ٨٥ اين ميزان به ٦٤ درصد رسيد.
در مردها نيز با رشد ٤ درصدي ازدواج مواجه بوديم.
مدد در خصوص جمعيت زن و مرد گفت: بر خلاف آنچه
ديگران اعلام ميکنند، هم اكنون جمعيت مردها نسبت
به زنان بيشتر است و نسبت جنسيتي براي هر ١٠٠ زن
١٠٤ مرد است، در حالي که اين نسبت بايد به طور
استاندارد ١٠٠ به ١٠٥ باشد.
وي تصريح کرد: اين ميزان در قم به حد استاندارد
رسيده است، يعني براي هر ١٠٠ زن، ١٠٥ مرد وجود
دارد.
مدد در خصوص وضعيت مسکن در کشور گفت: هم اکنون
٥/١٧ ميليون خانوار و ١٥ ميليون و ٩٠٠ هزار
خانه در کشور وجود دارد و با اين حساب، ما يک
ميليون و ٦٠٠ هزار خانه در کشور کم داريم.
وي از وجود ٤٦٦ هزار خانه خالي در کشور خبر داد و
افزود: در قم ٢٥٣ هزار واحد مسکوني وجود دارد که
١٣ هزار و ٦٠٠ خانه خالي است.
او با بيان اين که سالانه ٥٠٠ هزار خانه در كشور
ساخته ميشود، گفت: بايد سرعت ساخت و ساز را در
سال افزايش داد تا اين مشکل مسکن به حداقل برسد.
او به ميانگين سن ازدواج در كشور اشاره کرد و گفت:
ميانگين سن ازدواج در مردان ٢/٢٦ سال و در زنان
با يک صدم سال کاهش نسبت به سال ٧٥ به ٢/٢٣ سال
رسيده است.
رييس مرکز آمار ايران خبر همچنين از رشد سن جمعيت
کشور خبر داد و گفت: هم اکنون هرم جمعيت کشور از
نوجواني به جواني در حال حرکت است. يعني در سال
٧٥، ميانگين سني جمعيت ٣/٢٤ سال بوده است که اين
ميزان در سال گذشته به ٢٨ سال رسيده است.
او در پايان با بيان اين که در سال ٨٤ با افزايش
چشمگير جمعيت روبرو بوديم، گفت: هم اکنون بسياري
از جمعيت متولد سالهاي ٦٥ به بعد در مدارس و
دانشگاهها به سر ميبرند و حتي اکنون به مرحله
ازدواج رسيدهاند.
|
|
موضوع:
نويسنده: محسن
|
 |
|
 |
|
|